شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به ویژگیهای روحی و باطنی خود اشاره میکند و میگوید که طبیعت او عاشق و مجنون است. سرنوشت او به نوعی نوشته شده و اگرچه دلش به خوشهای گره نخورده، اما نیاز به رحمتی دارد تا به کشت او آبدهد. شاعر از رضوان میگوید که وقتی به زیبایی معشوق نگاه کرده، حسرت میخورد زیرا آن زیبایی در بهشتش وجود ندارد. همچنین، ذکر میکند که نور صورت معشوق به حدی است که حتی بتخانهها را روشن کرده و آتش عشق از کشت او به کعبه میرسد. در نهایت، شاعر به بنیاد دیر اشاره میکند و میگوید که رحمت خداوند همچون دریا است و تفاوتی بین سنگ کعبه و خشت کشت او وجود ندارد.
دارد نشان ز طینت مجنون، سرشت مااز روی هم نوشته قضا، سرنوشت ما
هوش مصنوعی: نشانههایی از درون مجنون در ما وجود دارد و سرشت و سرنوشت ما بر اساس تقدیر و قضا نوشته شده است.
چون دانه دل به خوشه و خرمن نبستهایممحتاج آبیاری برق است کشت ما
هوش مصنوعی: ما هنوز به مرحلهای که میوهای به بار بیاوریم نرسیدهایم، بنابراین برای رشد و شکوفایی ما به آبیاری و مراقبت بیشتری نیاز داریم.
انصاف بین که سوی تو رضوان چو دید، گفتچون عارضت گلی نبود در بهشت ما
هوش مصنوعی: عدالت را در نظر بگیر که وقتی به سمت تو رسید و زیباییات را دید، گفت: چرا در بهشت ما گل و زیبایی تو وجود ندارد؟
تا از فروغ روی تو بتخانه درگرفتآتش به کعبه تحفه برند از کشت ما
هوش مصنوعی: به خاطر روشنایی و زیبایی تو، بتخانه دچار آتش شد و از میوههای ما به کعبه هدیه میآورند.
بنیاد دیر، بر لب دریای رحمت استاز سنگ کعبه فرق بود تا به خشت ما
هوش مصنوعی: بنیاد این مسجد بر کنار دریای رحمت قرار دارد و در مقایسه با سنگ کعبه، ساختار و اهمیت آن به خاکی که ما در آن ایستادهایم، بسیار متفاوت است.