شمارهٔ ۱۰۴
هوش مصنوعی: در این غزل شاعر به عشق و زیبایی معشوق میپردازد و اشتیاق و longing خود را برای دیدار او بیان میکند. او میگوید که چشمش همواره به تماشای زیبایی معشوق باز است و از غم و فراق او در حال فریاد است. شاعر همچنین به آرزوی دیدن غبار در خانه معشوق اشاره میکند و دلش حتی با تصویر او در آینه شاد میشود. در نهایت، شاعر به آمدن خبر خوشی اشاره میکند که چشم او را پر از امید کرده است، و عمرش به انتظار معشوق گذشته است.
تا به نظّاره بت، چشم برهمن بازستبه تماشای جمالت مژه من بازست
هوش مصنوعی: چشمهای من به خاطر زیبایی تو همچنان باز است و مژههای من در حال تماشا به دقت و توجه به جمال توست.
پیش مرغان گرفتار، خموشی کفرستلب نبندم ز فغان تا ره شیون بازست
هوش مصنوعی: در حضور پرندگان گرفتار، سکوت کردن نشانه نفاق است، بنابراین دهانم را از ناله و فریاد نمیبندم تا زمانی که راهی برای گریه و شکایت وجود دارد.
به تمنای غباری ز درت چون سایلمردم چشم مرا، از مژه، دامن بازست
هوش مصنوعی: من در آرزوی غباری از در خانهات هستم؛ مانند سائلان، چشمم به در است و مژههایم به کنار کشیده شدهاند.
عکس رویش چو در آیینه فتد شاد شومکز دل آینه راهی به دل من بازست
هوش مصنوعی: وقتی که تصویر روی او در آینه منعکس میشود، خوشحال میشوم چون احساس میکنم که این آینه به دل من راهی دارد.
گل مچینید که غیرتکش مرغ چمنمنگشاید دل من تا در گلشن بازست
هوش مصنوعی: گلها را نچینید؛ زیرا دل من تا زمانی که مرغ چمن نتواند بینهایت آزاد باشد، نمیتواند شاداب و خوشحال باشد.
مژده آمدنت آمده و چشم مراعمرها شد که در خانه چو روزن بازست
هوش مصنوعی: خبر آمدن تو به من رسیده و چشم من سالهاست که در انتظار تو به مانند روزنی در خانه باز مانده است.