تناجی
قدسی مشهدی

شمارهٔ ۱۲۳

پیوسته فکر وصل بتان پیشه من استکوتاه‌تر ز فکر من اندیشه من است
سنگی اگر به شیشه برد راه سنگ اوستگر شیشه‌ای به سنگ خورد شیشه من است
زحمت ندید مورچه‌ای زیر پای منکاین پای نیست، چوب ته تیشه من است
هرجا نهال مهر و محبت شود بلندچون نیک بنگری ز رگ و ریشه من است
کی آشنا بود دل هرکس به درد عشققدسی به من گذار که این پیشه من است