شمارهٔ ۱۴۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر به توصیف اثرات دیدن محبوب میپردازد و میگوید که وقتی خوبان بدون نقاب به دیگران نگاه میکنند، شوق و هیجان ایجاد میشود. او به این نکته اشاره میکند که دیدن چهره معشوق خواستهای است که دیگر نیازی به دعا و درخواست ندارد. همچنین شاعر به تقدیر و سرنوشت اشاره میکند و میگوید در روز قیامت، اگر بخواهند زندگی کسی را بررسی کنند، دیگر کسی به خاطر بدبختیاش مورد قضاوت قرار نخواهد گرفت. در نهایت، او آرزو دارد که عمرش بر اساس روزهای خوشش سنجیده شود.
نظر بر آینه خوبان چو بینقاب کنندز شوق، آینه را مضطرب چو آب کنند
هوش مصنوعی: وقتی خوبان بدون پرده و نقاب به یکدیگر نگاه میکنند، این خوشحالی و شوق باعث میشود که آینه نگران و پر از جنبش شود، مانند آبی که به تلاطم میافتد.
مراد خلق ز یک دیدن تو حاصل شددگر نماند دعایی که مستجاب کنند
هوش مصنوعی: مردم به خاطر یک بار دیدن تو به آرزوهایشان دست یافتند و دیگر نیازی به دعا کردن نیست، زیرا همه چیز برایشان محقق شده است.
چه طالع است ندانم که صبح عاشق راچو شام، پرده رخسار آفتاب کنند
هوش مصنوعی: نمیدانم چه سرنوشتی است که صبح عاشق را به مانند شام، چهره آفتاب را میپوشانند.
به روز حشر نماند سیاهنامه کسیاگر سیاهی بخت مرا حساب کنند
هوش مصنوعی: در روز قیامت، اگر بدبختی و مشکلات من را در نظر بگیرند، هیچکس از سرنوشت خود نخواهد ماند و هیچ نامی از گناهان آنها باقی نخواهد ماند.
ز تیرگی نشمارند در حساب شبشز عمر، روز خوشم را گر انتخاب کنند
هوش مصنوعی: اگر شب را در محاسبات عمر در نظر بگیرند، روز خوبم را به حساب نیاورند، من آن را نمیپذیرم.