شمارهٔ ۱۸۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمق احساسات عاشقانه و درد دل عاشق است. شاعر به عشق و محبت اشاره کرده و میگوید که عشق موجب رشک و رنج میشود. او از ساقی میخواهد که اگر خون دل هم بدهد، در میخانه گفتگوهای بیشتری درباره عشق ایجاد شود. شاعر از حیرت خودش در برابر محبوب صحبت میکند و آرزو دارد که آینهاش تصویر محبوب را نشان دهد و غم را از دلش دور کند. او همچنین اشاره دارد که اگر دیگران نیز به محبتش توجه میکردند، برکات بیشتری از عشق را تجربه میکرد. در نهایت، شاعر از غم و اندوه خود صحبت میکند و آرزو دارد که حداقل یک بار نگاه محبوب را ملاقات کند.
در دل بوالهوس ار ذوق محبت میبودعاشق از رشک گرفتار چه محنت میبود
هوش مصنوعی: اگر در دل شخصی که به زیبایی و عشق علاقهمند است، احساس محبت واقعی وجود داشته باشد، عاشق از حسادت و غبطهخوری چه درد و رنجی خواهد کشید.
جای می ساقی اگر خون جگر میدادیآن زمان بر سر پیمانه چه صحبت میبود
هوش مصنوعی: اگر ساقی جای نوشیدنی، خون دل میریخت، در آن زمان دربارهی محتویات پیمانه چه گفت و گویی میشد.
چشم حیرانشدهام طالع آیینه نداشتورنه عکس تو درین چشمه حیرت میبود
هوش مصنوعی: چشم من به حدی حیران و متعجب است که اگر سرنوشتش به گونهای دیگر بود و به آن اجازه میداد، حتماً تصویر تو در این چشمهی حیرتانگیز منعکس میشد.
غم ز دل رفت که این روز سیاه آمد پیشکاش این آینه را زنگ کدورت میبود
هوش مصنوعی: درد و غم از دل رفته است، اما روزی تاریک و ناپسند به وقوع پیوسته. ای کاش این آینه، نشانههای ناخوشایند را نشان نمیداد.
هیچکس نوبر لطف تو نمیکرد، اگربا مَنَت لطف به اندازه حسرت میبود
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه کافی از محبت و لطف تو بهرهمند نمیشد، اگر محبت تو به اندازه حسرت و آرزوی من بود.
گریهام فرصت نظّاره نمیداد امشبسیر میدیدمش ار ... فرصت میبود
هوش مصنوعی: امشب نمیتوانستم خوب او را ببینم چون که به حدی گریه میکردم که شایستهٔ تماشا نبود. اگر فرصتی بود، میتوانستم بهخوبی او را درک کنم و از زیباییاش لذت ببرم.
غیر از گریهام افتاده به غیرت قدسیکاش یک چشمزدن بر سر غیرت میبود
هوش مصنوعی: جز بغض و اندوهی که در دل دارم، هیچ چیز دیگری از احساساتم باقی نمانده است. ای کاش فقط یک لحظه از شجاعت و دلیری در من وجود داشت.