شمارهٔ ۲۵۲
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و اندوه شاعر میپردازد. شاعر از اشکهایش سخن میگوید که به جای آب، خون و درد را نشان میدهند. او زیبایی معشوقش را توصیف میکند و تأکید دارد که به خاطر یاد او، حالت گریه و اندوه به سراغش میآید. در این راستا، او از سرخی و گرمای عشق و حسرتی که از دوری یا غم دارد، سخن میگوید. در انتها، شاعر به زیبایی بهار و گلها اشاره میکند و نشان میدهد که عشق واقعی همچون بهار، طروات و تازگی به زندگی میبخشد.
مرا هر قطرهای کز دیده در دامن فرو ریزدشود چشمی و خون بر حال چشم من فرو ریزد
هوش مصنوعی: هر بار که اشکی از چشمانم فرو میریزد، مانند چشمی جدید میشود و آن اشکها به حال من اضافه میشود.
ز مهر عارض مهتاب سیمایت عجب نبوداگر پیراهن من چون کتان از تن فرو ریزد
هوش مصنوعی: از زیبایی چهرهات غافل نیستم و تعجبی ندارد اگر پیراهن من مثل کتان از تنم بیفتد.
به یاد عارضت چون گریهام بر دیده زور آردبه جای آب، مهر و ماه در دامن فرو ریزد
هوش مصنوعی: به یاد چهرهات، چنان اشکم بر چشمانم میریزد که به جای اشک، عشق و زیبایی همچون مهر و ماه بر دامنم میافتد.
ز تاب عارض خورشیدرویان، مردم چشممبه جای اشک خونین، اخگر از دامن فرو ریزد
هوش مصنوعی: از زیبایی چهرهی خورشیدرویان، به جای اینکه اشک بریزم، آتش و خاکستر از دامنم میریزد.
بهارست و به طرف بوستان از تاب دل قدسیبرآری گر نفس، برگ گل و سوسن فرو ریزد
هوش مصنوعی: بهار است و وقتی به سمت باغ بروی، اگر روحی پاک و دلنواز داشته باشی، گلها و سوسنها به دست تو خواهند ریخت.