شمارهٔ ۳۰۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساس درد و فراموشی اشاره میکند. او از شبهایی میگوید که به خاطر خاطرات یک نفر، صبحی در کار نیست و وجودش با یاد او گم شده است. حتی اگر وجودش به خاک تبدیل شود، فرزندش را فراموش نخواهد کرد. با وجود دردهایی که از تیر غربت و فراق در دل دارد، نمیتواند آن شخص را از یاد ببرد و وقتی او را در نظر نمیآورد، فراموشی بیشتری احساس میکند.
کرد آه من از اثر فراموششد شام مرا سحر فراموش
هوش مصنوعی: درد و نالهام به خاطر تأثیر احساساتم فراموش شد، همانطور که شب من به خاطر صبح فراموش میشود.
گر خاک شود وجودم، از دلکی میشود آن پسر فراموش
هوش مصنوعی: اگر من به خاک تبدیل شوم، آن پسر هرگز از دل فراموش نخواهد شد.
بگذشت ز سینه گرچه تیرتپیکان شده در جگر فراموش
هوش مصنوعی: اگرچه تیر محبتت در قلبم نشسته و جراحتی عمیق ایجاد کرده، اما من این آسیب را فراموش کردهام.
آن را که تو در نظر نیاییدر دیده شود نظر فراموش
هوش مصنوعی: آن کسی که در نظر تو نمیآید، در چشم دیگران هم فراموش میشود.