شمارهٔ ۳۱۰
هوش مصنوعی: این شعر به التماس و دعوت به لذت بردن از لحظات حال و مهمانی اشاره دارد. شاعر از دوستانش میخواهد که در کنار او باشند و از نور عشق و دوستی بهرهمند شوند. او به غم و حسرتی که ممکن است بعداً به دنبال وصالی بیفتد آگاه است و نمیخواهد که این وصال به هجران منجر شود. شاعر با بیان ناکامیهایی که ممکن است بر سر راهش باشد، نشان میدهد که مصمم است به راه خود ادامه دهد. در نهایت، او به سمت عشق و گناه متمایل است و از دوستانش میخواهد که از لحظههای شیرین و خوشگذرانی غافل نشوند.
مردم از غیرت، جدا از صحبت اغیار باشچند روزی هم به رغم غیر، با ما یار باش
هوش مصنوعی: ای مردم! برای مدتی از صحبت با بیگانگان خودداری کنید و با ما همراه باشید، حتی اگر خلاف میل دیگران باشد.
بزم مارا همچو شمع از نور عارض برفروزغیر هم گو امشبی حسرتکش دیدار باش
هوش مصنوعی: محفل ما را با نور چهرهات روشن کن مانند شمع. غیر از این، به او بگو که امشب را با حسرت دیدار بگذرانید.
من نمیخواهم وصالی را که هجرش در پی استدیده گو خونابه ریز و سینه گو افگار باش
هوش مصنوعی: من نمیخواهم به وصالی برسم که پس از آن، دوری و جدایی در انتظارم باشد. بنابراین، به جای این آرزو، بهتر است که اشکم بریزد و دلم داغدار بماند.
از سر کویت به ناکامی ز رشک مدعیهرچه باداباد خواهم رفت گو دشوار باش
هوش مصنوعی: از اینجا که به خاطر حسادت مدعیان به ناکامی میرسم، دیگر هر چه پیش بیاید را قبول میکنم و میخواهم بروم، هرچند که دشوار باشد.
چند قدسی از می عصیان کشی رطل گران؟لحظهای هم جرعهنوش جام استغفار باش
هوش مصنوعی: چند فرشته به خاطر نوشیدن می کوچک را مجازات میکنند؟ بهتر است یک لحظه جرعهای از جام آمرزش بنوشی.