تناجی
قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۸۵

ما جهان را رخ ز آب چشم گریان شسته‌ایملوح دلها را ز وصف نوح و طوفان شسته‌ایم
نوعروس عشق را گلگونه‌ای در کار نیستما ز خون کفر، اول روی ایمان شسته‌ایم
صفحه خاطر ز حرف مرهم آسودگیاز نم خون جراحت‌های پنهان شسته‌ایم
تا لب زخم دل، از آلایش افشای رازگاه جذب سر عشق از آب پیکان شسته‌ایم
از ترشح‌کردن مژگان قدسی تا به روزرخ به خون، هر شب چو صبح عید قربان شسته‌ایم