شمارهٔ ۴۴۷
هوش مصنوعی: این شعر به حسای عشق و شور و شوق شاعر اشاره دارد. شاعر با احساساتی پرشور و ناامیدانه از آمدن عشق سخن میگوید و به دل خود نوید میدهد که عاشق خواهد شد. او نگران این است که عشقش کمتر از انتظارش باشد و به دنبال معشوقش، چشم به راه است. در نهایت، او از زیبایی و زینت عشق سخن میگوید و آرزو دارد که مشهور و محبوب باشد.
سرم شد باز گرم از مژده بیجای سوداییبه غم دل را بشارت ده، که عاشق میشوم جایی
هوش مصنوعی: سرم دوباره از خبرهای دروغین شاد شده است، به دل غمگینم بگو که قرار است در جایی عاشق شوم.
چرا جام محبت نشکند عهد لب مستان؟که آمد لای کش دیوانه میخانه پیمایی
هوش مصنوعی: چرا پیمانه عشق نباید ارتباط بین لبهای مینوشندگان را بشکند؟ چرا که در میخانه، دیوانگی و سرخوشی به رقص و نوشیدن دعوت میکند.
به دیگر باره رسوایی، بشارت روح مجنون راکه آمد با محبت تازه پیمان کرده رسوایی
هوش مصنوعی: درود دوباره بر رسوایی، که خبر از ورود روح مجنون میدهد، روحی که با عشق، عهد و پیمان تازهای بسته است و دوباره به رسوایی بازگشته است.
دو چشمم ماند قدسی بر سر هر ره چو نقش پاکه گردد آبروی چشم من، خاک کف پایی
هوش مصنوعی: چشمهای من مانند فرشتگان است که به هر راهی مینگرند، همچون ردپایی که زیبایی و اعتبار چشم من را به خاک کف پا میسپارد.