تناجی
قدسی مشهدی

شمارهٔ ۴۰

بر امید صبر، دور از بزم یار افتاده‌امداده‌ام با خود قراری کز قرار افتاده‌ام
مرده‌ام از رشک تا سوی حریفان دیده‌امدیگری می خورده و من در خمار افتاده‌ام
خواری عشقت به هر بی‌اعتباری کی رسد؟اعتبار من بس این کز اعتبار افتاده‌ام