شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عاشقانه و زیباییهای هنر عشق اشاره میکند. او بیان میکند که اگر نسیم (صبا) به گلستان نرود، کسی نمیتواند به بلبلان عشق بسوزد. همچنین، او تأکید میکند که اگر پایش را در بزم عشق محکم کند، باید شعلهای از دلش بیرون آید، مانند شعله شمع. در نهایت، شاعر از جود و کرم دیگران ابراز شرم میکند و نمیخواهد به کسی دست دراز کند. به طور کلی، این شعر ترکیبی از عشق، زیبایی و شرم است.
گر صبا را ره نبودی در گلستان کسیاینقدر بر بلبلان کی سوختی جان کسی؟
هوش مصنوعی: اگر نسیم صبحگاهی به گلستان راهی نداشت، هیچکس اینقدر برای بلبلان نمیسوخت و دلی نمیسوزاند.
پای چون محکم کنم در بزم سرگرمان عشق؟گر نخیزد شعله چون شمع از گریبان کسی
هوش مصنوعی: چطور میتوانم پایم را در میخانه عشق محکم بگذارم؟ وقتی که شعلهاش از دل کسی چون شمع بیرون نمیآید.
قدسی از جود کریمان شرم میآید مرادست بیشرمی نخواهم زد به دامان کسی
هوش مصنوعی: وجودی از بزرگی و بخشندگی افراد کریم به من احساس شرم میدهد، بنابراین دست به دامن کسی که بیشرمی کند نخواهم زد.