شمارهٔ ۹۱
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به صبح امید و آفتاب اشاره میکند و از ساقی انصاف که نماد بخشندگی و سروش زندگی است، میپرسد که کجاست. او از وضعیت خود ابراز ناامیدی میکند و از درد و حسرتی که در چشمانش باقی مانده، سخن میگوید و امیدوار است که خواب و آرامش را دوباره پیدا کند.
ای صبح امید، آفتاب تو کجاستوی ساقی انصاف، شراب تو کجاست
هوش مصنوعی: ای صبح امید، منتظر نور و روشنی تو هستم، اما کجایی؟ ای ساقی عدالت، من در جستجوی شراب جانبخش تو هستم، اما آن را هم نمیبینم.
مردیم و هنوز چشم حسرت نگرانای دیده ناغنوده خواب تو کجاست
هوش مصنوعی: ما مردهایم و هنوز چشممان به راه حسرت دوخته شده است. ای چشم ناآرام، خواب تو کجا رفته است؟