شمارهٔ ۱۵۸
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر بیان میکند که در ظرف شرابش جایی برای طلب عشق نیست و از کسی भी نگرانی ندارد. او با اشکهای خود گوهری ساخته و چشمش مانند حبابی بر سطح دریا نمیباشد. به طور کلی، شاعر از اضطراب و احساس تنهایی خود سخن میگوید.
در ساغر من مِی طلبی را جا نیستمیگویم و از هیچ کسم پروا نیست
هوش مصنوعی: در جام من جایی برای خواستهها و آرزوهایت نیست. این را میگویم و از هیچکس نمیترسم.
با گوهر اشک خویشتن ساختهامچشمم چو حباب بر کف دریا نیست
هوش مصنوعی: چشمانم را با ارزش اشکهایم شکل دادهام، همانند حبابی که روی سطح دریا وجود ندارد.