شمارهٔ ۱۶۶
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر حالتی از دلتنگی و ناپایداری در زندگی شاعر است. او از هوسهای درونش میگوید که هیچگاه به او آرامش ندادهاند و همیشه در پی خواستهها و آرزوها بوده، اما این آرزوها هیچگاه به نتیجه نرسیده و او را در بلاتکلیفی رها کردهاند. در واقع، شاعر احساس میکند که هیچگاه نتوانسته در دیاری که در آن زندگی میکند با خیالاتش آرامش پیدا کند.
تا بود هوس، به دل قرارم نگذاشتوز شغل طلب، به هیچ کارم نگذاشت
هوش مصنوعی: تا زمانی که خواستهها و آرزوها وجود داشته باشد، دل آرام و قرار نمییابد و به دنبال انجام کارها و مشغولیتها، هیچ فرصتی برای من باقی نمیگذارد.
حاصل، که پراکنده خیالی هرگزآواره نکرد و در دیارم نگذاشت
هوش مصنوعی: نتیجهای که هیچ وقت خیالهای پریشان را سرگردان نکرد و در سرزمین من آرامش نداد.