شمارهٔ ۱۶۷
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از درد و غم شب بدون معشوق صحبت میکند. او شب را پر از ناله و سوز توصیف میکند و بیان میکند که روزش نیز مانند شب تاریک و غمانگیز بوده است. همچنین به حیرت و شگفتیاش نسبت به زلف معشوق اشاره میکند و عمرش را مانند آفتاب که در روز میگذرد، فناشده میداند.
شب بی تو مرا به ناله و سوز گذشتروزم چو شب ای شمع شبافروز گذشت
هوش مصنوعی: شب بدون تو برایم پر از ناله و درد بود و روزی که سپری شد، مانند شب گذشت. ای شمعی که در شب روشنی میبخشی، روز من هم به همین شکل به پایان رسید.
پیوسته به حیرتم ز زلف چو شبتکش عمر چو آفتاب در روز گذشت
هوش مصنوعی: همیشه در حیرتم از موهای شبانت که مثل عمر، مثل آفتاب در روز، به سرعت میگذرد.