شمارهٔ ۲۵۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نوعی از ناله و اندوه خود میپردازد و از حجاب و نقابی که بر چهره حقایق قرار دارد، شکایت میکند. او از دل و دیدهاش میپرسد که چرا هنوز آرامش ندارند و به دنبال پاسخ به حجابهایی است که بر زندگی و احساساتش حاکم شدهاند. شعر به نوعی بازتابدهنده درد و تردید شاعر در مواجهه با واقعیتهاست.
رسوا شدم ای ناله، حجاب تو چه شدای اشک، خدای را، نقاب تو چه شد
هوش مصنوعی: ای ناله، من از رسوایی به تنگ آمدهام. ای اشک، چرا او را که حجاب من بود، دیگر نمیبیند؟ خدای من، چرا پوشش تو که مایه محافظت من بود، دیگر وجود ندارد؟
ای دل چه فغان کنی، شکیب تو که برد؟ای دیده تو هم مجوش، خواب تو چه شد؟
هوش مصنوعی: ای دل، چرا اینقدر ناله میکنی؟ صبوری تو که تمام شده است؟ ای چشم، چرا بیوقفه میگرید؟ خواب و آرزوی تو چه شد؟