شمارهٔ ۳۶۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره امید و روشنایی است. شاعر در آن به این نکته اشاره میکند که روزی خواهد رسید که سحر و روشنی به زندگیاش میآید، حتی اگر شبهای تیره و دشواری را پشت سر گذاشته باشد. او از تاریکی و عدم ظهور صبح شکایت میکند و به این نتیجه میرسد که شاید خورشید برای او همچنان پنهان باشد.
روزی که به صد شبم سحر میآیدآن هم ز شب تیره، بتر میآید
هوش مصنوعی: روزی که صد شبهای تار را پشت سر بگذارم، سحر و روشنی میرسد و این نور به مراتب ارزشمندتر از شبهای سیاه است.
شب رفت و نشد روشنی صبح پدیدخورشید مگر گرفته برمیآید
هوش مصنوعی: شب به پایان رسید و صبح هنوز روشنایی خود را نشان نداد، خورشید فقط زمانی طلوع میکند که تاریکیها برطرف شوند.