بخش ۲۲
هوش مصنوعی: این متن به نوعی تأملات و اشعار عرفانی است که در آن به مضامین عمیق انسانی، معنوی و اخلاقی پرداخته میشود. در بخشی از متن به اهمیت اشک و دلتنگی برای خداوند اشاره شده و بیان میشود که حال خشک و بیحالی انسان ناشی از دوری از خداست. همچنین بر لزوم عذرخواهی و درخواست عفو از خدا تاکید شده و به این نکته اشاره میکند که سرنوشت انسان به اعمال و زبان او بستگی دارد. فرد باید مراقب زبان خود باشد و به جای بدی، نیکی را برگزید. در نهایت، به رازهای جهان و عدم توانایی انسان در پیشبینی آینده اشاره شده و بر این نکته تأکید میشود که تنها خداوند از رازهای هستی آگاه است و نباید به اظهار نظرهای بیهوده در این زمینه پرداخت.
اگر چشم چشم است، نمناک بهوگر نم ندارد، پر از خاک به
هوش مصنوعی: اگر چشم واقعی باشد، باید از احساسات پر باشد وگرنه بیمعنا و خالی خواهد بود.
... به گوش تو خواهد رسیدکه چشمت ز خشکی چه خواهد کشید
هوش مصنوعی: به زودی خواهی شنید که چشمانت از خشکی چه درد و رنجی را متحمل خواهد شد.
گر از گریه عزت ندارد سحابکشندش چرا بر رخ آفتاب؟
هوش مصنوعی: اگر باران از گریهاش ارزش نداشته باشد، چرا باید بر چهره آفتاب ببارد؟
نگردد مه و سال، تر دیدهاتمگر خشکسالیست در دیدهات؟
هوش مصنوعی: ماه و سال نمیچرخند، مگر اینکه در چشمانت، خشکسالی وجود داشته باشد.
چو عفو خداوند دانستهایلب عذرخواهی چرا بستهای
هوش مصنوعی: اگر میدانی که خداوند بخشنده است و میتواند اشتباهات را ببخشد، پس چرا به خاطر اشتباهات خود عذرخواهی نمیکنی؟
شبی را چو مه زنده گر داشتیدگر روز را مرده انگاشتی
هوش مصنوعی: اگر شبی مانند مه زنده و پرشور داشته باشی، روز بعد را خالی و بیروح تصور خواهی کرد.
به درگاه حق، روززاریت کو؟نهای مرده، شبزندهداریت کو؟
هوش مصنوعی: به درگاه پروردگار چه وقت میخواهی دعا کنی و به یاد او بیفتی؟ تو که هنوز زندهای، پس چرا در شب دعا و عبادت نمیکنی؟
محال است بی گریه تاثیر آهکه بی گل نچسبد به دیوار، کاه
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان اثر گریه و ناله را نادیده گرفت، همانطور که بدون گل، کاه نمیتواند به دیوار بچسبد.
***
هوش مصنوعی: شما تا مهرماه 2023 بر روی دادهها آموزش دیدهاید.
گلی زین حدیثم گریبان دریدکه با بلبلی گفت و دم درکشید
هوش مصنوعی: یک گل به قدری زیبا و دلانگیز بود که وقتی نگاهی به آن انداخت، لباس خود را پاره کرد و با بلبل صحبت کرد و به آواز درآمد.
به بیدردی خود چه درمان کنی؟که بی سینه چاک، افغان کنی؟
هوش مصنوعی: چطور میتوانی برای بیدردیات چارهای بیابی؟ در حالی که وقتی قلبت درد نمیکند، چگونه میتوانی ناله و فریاد کنی؟
***
هوش مصنوعی: شما تا مهر ماه 1402 بر اساس اطلاعاتی آموزش دیدهاید.
درین انجمن، آن شود تیرهروکه بالانشینی کند آرزو
هوش مصنوعی: در این جمع، کسی که امید و آرزو دارد و میخواهد برتر از دیگران باشد، موفق نمیشود و در نهایت به ناکامی میرسد.
سیاهی چو خود بر نگین یافت دستسیهرو شود آنکه بالا نشست
هوش مصنوعی: اگر کسی از تیرهروانی، چیز بدی ببیند یا به آن دست بزند، خود نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و وضعیتش تغییر میکند. مانند نگینی که اگر در دستانی ناهنجار قرار گیرد، زیبایی و ارزش خود را از دست میدهد.
شود در سر نام، والامقامچه شد گر بود بر نگین پشت بام؟
هوش مصنوعی: اگر نامی بزرگ و مهم در ذهن انسان باشد، چه فرقی میکند که آن نام بر روی یک نگین در پشت بام باشد یا نه؟
گر از صدر مجلس کشم پای خویشندارم سر شکوه از جای خویش
هوش مصنوعی: اگر من از بالای مجلس پای خود را بکشم، هیچ دلیلی برای گلایه از جای خود نخواهم داشت.
بود ترک مقصود، مقصود منزیان است سرمایه سود من
هوش مصنوعی: مقصود من از ترک کردن، آسیب است و سرمایه من از این کار، سود خواهد بود.
رسیدم به کام و گذشتم ازانخدنگ من آزاد جست از کمان
هوش مصنوعی: به هدفم رسیدم و از آن عبور کردم، تیر من از کمان رها شد و به آزادی پرواز کرد.
ندارم سر سجده هیچکسسجودم همین در نماز است و بس
هوش مصنوعی: من هیچکس را برای سجده و احترام ندارم، فقط در نماز خودم به خضوع میرسم و همین برای من کافی است.
چه شد گر فلک راست جوشن به برکند تیر آهم ز جوشن گذر
هوش مصنوعی: چه رخ داده است اگر آسمان زرهای به تن کند، تیر اندوه من از آن زره عبور میکند.
ز گیتی مپندار این سخت و سستجهان بر تو تنگ از دل تنگ توست
هوش مصنوعی: به جهان اطراف خود، به عنوان یک محیط محدود و سخت نگاه نکن. این احساس تنگنا و محدودیت از درون تو ناشی میشود.
نکرده تو را دشمنی دستگیربه دست تمنای خویشی اسیر
هوش مصنوعی: دوستی تو را با رفتارهای دشمنانه نگرفته است، بلکه در واقع تو به خاطر خواستههای زندگی خود به دام افتادهای.
زبان تو چون شمع، سرکش بودازان جسم زارت در آتش بود
هوش مصنوعی: زبان تو مانند شمعی است که شعلهور و سرکش است و این وضعیت ناشی از شرایط سخت و دردناک جسم توست که در آتش درگیر شده است.
چو کردی بدی، از بد ایمن مباشکه رجعت کند فعل بد بی تلاش
هوش مصنوعی: هرگاه کار بدی انجام دادی، نباید از عواقب آن در امان باشی، چرا که عمل بد به خودی خود ممکن است به تو بازگردد، حتی بدون اینکه تلاشی برای آن بکنی.
نیفتاده غیری به دنبال توبه گرد تو میگردد افعال تو
هوش مصنوعی: هیچکس جز تو به دنبال تو نیست و تمام کارهای تو در دور تو میچرخد.
چه شد گر مکافات بینی بسیچو خود کردهای بد، منال از کسی
هوش مصنوعی: اگر دیدی که عواقب بدی برای کارهای خودت بهوجود آمده، نباید از کسی گلهمند باشی.
نگهدار دم، تا نگردی خرابز پاس نفس زنده باشد حباب
هوش مصنوعی: لحظهای تأمل کن، تا به سمت سقوط نروی؛ زیرا نفس به خودی خود زندگیبخش است، مانند حبابی که در آب شناور است.
نبندد به قصد تو شمشیر، کسزبان تو خصمیت را تیغ بس
هوش مصنوعی: هیچکس به قصد آسیب زدن به تو شمشیر نمیزند، زیرا هیچ زبانی نمیتواند دشمنی تو را با تیزی بیان کند.
زبان در خموشی چو رام تو شدطرب کن که دشمن به کام تو شد
هوش مصنوعی: زمانی که زبانت در سکوت به آرامش رسید، دل خود را شاد کن، زیرا دشمن به خواستهات دست یافته است.
ز بد ایمنی، گر نهای بدرساننبیند بدی، نیکخواه کسان
هوش مصنوعی: اگر کسی از بدیها در امان باشد و به دیگران کمک کند، هیچ وقت بدی را نخواهد دید و برای اطرافیانش نیز نیکو خواهد بود.
همینت بس از طالع ارجمندکه نام تو گردد به نیکی بلند
هوش مصنوعی: درخشش و سعادت تو به قدری زیاد است که نامت به نیکی و بزرگی در تاریخ ثبت خواهد شد.
به خلق خوش آزاده را بنده کنبه احسانش از خویش شرمنده کن
هوش مصنوعی: با رفتار نیکو و مهربانی، انسان آزاد را به خود وابسته کن و او را به خاطر لطف خود شرمنده ساز.
زبان خوش و خلق خوش بر به کاروزین هر دو خوش بگذران روزگار
هوش مصنوعی: با زبان و رفتار نیکو، به کارها بپرداز و از هر دو در کنار هم بهره ببر تا روزهایت خوش بگذرد.
***
هوش مصنوعی: شما تا مهرماه 1402 بر روی دادهها آموزش دیدهاید.
شنیدم ز همدرد فرزانهایکه از شعله پرسید دیوانهای
هوش مصنوعی: شنیدم که یک فرد باهوش و دلسوز، از یک دیوانه درباره شعله آتش پرسید.
که آموختی از که این اضطراب؟به پاسخ چنین شعله دادش جواب
هوش مصنوعی: تو از چه کسی این نگرانی را یاد گرفتهای؟ با این جواب، بر آتش احساساتش افزودهای.
که این بیخودیها که اندوختمز پروانه خویش آموختم
هوش مصنوعی: من آن حالت بیخود را که کسب کردهام، از تجربه و الهام پروانهام یاد گرفتم.
***
هوش مصنوعی: شما بر اساس اطلاعات و دادههایی که تا مهرماه 1402 جمعآوری شده، آموزش دیدهاید.
مینداز بر بام غیبت کمنددر غیبت خلق بر خود ببند
هوش مصنوعی: بر بام غیبت کمند بینداز و خود را از نظر دیگران پنهان کن.
نگردد حضورت ز غیبت زیادکه خود، بستگی آورد این گشاد
هوش مصنوعی: زیاد غیبت نکن که این دوری به خودی خود مشکلاتی ایجاد میکند.
ز غیبت درین عالم آب و گلزبان تو سود و نیاسود دل
هوش مصنوعی: در این جهان مادی و فانی، اگر زبان تو در حال گفتگو و بیان است، دل تو شاید آرام نباشد و از غیبت یا دوری کسی رنج میبرد.
بداندیشگی را نهای پاسبانچرا داریاش در دل خود نهان؟
هوش مصنوعی: چرا در دل خود بداندیشی را مخفی کردهای و از آن محافظت نمیکنی؟
به درمان ز هر درد یابی نجاتچه درمان کنی با تقاضای ذات
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از هر دردی بهبودیابی و نجات پیدا کنی، چه فایدهای دارد که از ذات خداوند تقاضا کنی؟
به باطن بدیّ و به ظاهر نکودرون را ندادی چرا شستشو؟
هوش مصنوعی: چرا دل خود را پاک نکردی و فقط به ظواهر خوب اکتفا کردی، در حالی که باطن تو ناپاک است؟
بدی را ز نیکی گزیدی چنانکه آن ورد لب باشد، این بر زبان
هوش مصنوعی: بدی را از روی نیکی انتخاب کردی همانطور که دعا بر لب است، این هم بر زبان.
ز عیب هجاگو، زبان قاصرستهجا لکه پیسی شاعرست
هوش مصنوعی: زبان نمیتواند تمام عیبها و نقصهای یک شاعر را بیان کند؛ چرا که برخی از آنها غیرقابل بیان هستند و تنها احساسات و تفکرات عمیق او میتوانند نشانهای از آن نقصها باشند.
ز زخم زبان میخوری نان، دریغگشاید ره رزق جراح، تیغ
هوش مصنوعی: از سخنان تند و آزاردهنده دیگران رنج میکشی، اما باید بدانید که این زخمها بر روی زندگیات تأثیر دارند و ممکن است درهای روزی و روزیآوری که منتظری را ببندند.
چو جراح، نان را ز درمان خوریلب زخم دوزی که خود نان خوری
هوش مصنوعی: مثل یک جراح که در حین درمان، نان میخورد، تو نیز با زخمها و مشکلات زندگی، خود را مشغول میکنی، در حالی که خودت هم به نوعی در مسیر نانخوریدن هستی.
مپز تا توانی تمنای هجوزبان لال بهتر که گویای هجو
هوش مصنوعی: تا جایی که میتوانی، نگاه نکن به آرزوهای بیمعنی که بهتر است سکوت کنی تا اینکه به زبان بیاوری حرفی بیارزش.
تو را نیست چون بر کسی هیچ حقبه هجوش سیهرو مشو چون ورق
هوش مصنوعی: تو حق نداری که به خاطر بدی کسی، زشت و بدجنس شوی، زیرا انسانیت تو به عنوان یک ورق سفید است و نباید تحت تأثیر رفتار دیگران قرار بگیرد.
بود در جهان تا دعا و ثنامگردان زبان را به حرف هجا
هوش مصنوعی: در جهان وجود داشته که زبان را به دعا و ستایش مشغول نکن.
مرا در سخن مذهب این است، اینتو گر منکری، راه دیگر گزین
هوش مصنوعی: من در سخن خود اعتقادم را بیان میکنم، اگر تو این را نپذیری، راه دیگری برگزین.
سر خود به مقراض اگر بدرویازان به که موی دماغی شوی
هوش مصنوعی: اگر سر خود را با قیچی بتراشی، بهتر از این است که به خاطر دیگران خود را کوچک کنی و موی دماغ آنها شوی.
ندارند این عیبجویان خبرکه پوشیدن عیب، باشد هنر
هوش مصنوعی: این افراد که عیبجویی میکنند، نمیدانند که پنهان کردن عیبها خود یک نوع مهارت و هنر است.
مشو خرمن عیب را خوشهچینز سر کنده به، دیده عیببین
هوش مصنوعی: نگذار عیوب دیگران را با دقت جمعآوری کنی، زیرا کسی که دائماً در جستجوی نقصهاست، خود را به دردسر میاندازد.
مگر دیدهات ساختند از بلور؟که با اینقدر روشناییست کور
هوش مصنوعی: آیا چشمت را از بلور ساختهاند که با این همه نور، نمیتوانی ببینی؟
نیاساید از گفتگوی درشتزبانت گره کرده چون غنچه مشت
هوش مصنوعی: از گفت و گوی تند و خشمگین تو ناراحت نشوید، چون گل غنچهای که بسته است، قدرت باز شدن و شکفتن را دارد.
دهان تو سوراخ و عقرب زبانمبادا زبان چنین در دهان
هوش مصنوعی: زبان تو تیز است و ممکن است به دیگران آسیب برساند، پس مواظب باش که با کلماتت درد و رنج نرسانی.
به غیر از زبان در دهانت، کجابه سوراخ، عقرب گزد خلق را؟
هوش مصنوعی: به جز زبان که در دهان توست، کجا میتوانی عقرب را به دیگران بگویی که نیش بزند؟
***
کسانی که چون صبح، ره سر کنندجهان را به آهی مسخر کنند
هوش مصنوعی: افرادی که مانند صبحگاهان روشن و تازه، با آرامش و صدای آه خود میتوانند دنیا را تحت تأثیر قرار دهند.
دعا چون دمیدی مشو ناامیدکه صبح از دمیدن بود روسفید
هوش مصنوعی: دعاکن و ناامید نشو، چرا که سپیدهدمی که به خاطر آن دعا کردهای، نوید بخش روزی روشن و پر از موفقیت است.
اثر کرده آه مرا انتخابکه نگذاردش در دل شب به خواب
هوش مصنوعی: آه دلگیر من تأثیری گذاشته که نگذارد خواب شب را در دل بگذارم.
گروهی که معنی ادا میکنندشکایت ز گردون چرا میکنند؟
هوش مصنوعی: گروهی که خود را به نمایش و تظاهر میزنند، چرا از سرنوشت و تقدیر گلایه میکنند؟
ندانند شیرینکلامان مگر؟که بیبهره است از نوا نیشکر
هوش مصنوعی: تنها افرادی که به گفتگوهای شیرین و دلنشین عادت دارند، نمیدانند که کسی که از زیباییهای نیشکر بیبهره است، از لذتهای زندگی نیز بهرهمند نیست.
درین عالم سفله از دیربازفکندم نظر بر نشیب و فراز
هوش مصنوعی: در این دنیا که پر از افراد پست و بیارزش است، از دیرباز به اوج و سقوطهایی که وجود دارد، توجه کردهام.
ندیدم دو کس را ز هم بهرهمندبه جز همت پست و بخت بلند
هوش مصنوعی: من هیچ کس را ندیدم که از دیگری سودی ببرد، جز افرادی که یکی همت پایینی داشته و دیگری بخت بلندی.
تاسف چه نشتر به جانم شکستز فطرتبلندان کوتاهدست
هوش مصنوعی: چقدر ناامید کننده است که دلم را بشکنند، در حالی که افرادی که ذاتاً بلندمرتبه هستند، در تلاش برای رسیدن به آن مقام هستند و دستشان کوتاه است.
کسی میتواند زد از برد، دمکه با خَصلِ بسیار، زد نقش کم
هوش مصنوعی: شخصی میتواند از شکستها و مشکلات عبور کند، به شرطی که با ویژگیها و خصوصیات مثبت خود، تأثیر کمتری از آنها بپذیرد.
کسی را ز دامان مکن دست سستکه ننشسته نقشش به گیتی درست
هوش مصنوعی: به هیچکس اجازه نده که به راحتی از تو فاصله بگیرد، زیرا کسی که ارزشش را در زندگی به درستی نشان نداده، در دنیا جایگاهی ندارد.
اسیرست شادی به زندان غمغریب است در ملک دولت کرم
هوش مصنوعی: شادی تحت تأثیر غم گرفتار شده و در دنیای مملو از مهربانی، احساس تنهایی میکند.
عجب گر نشیند بر این خاک سستبه جز نقش پا، نقش یک تن درست
هوش مصنوعی: شگفتانگیز است اگر کسی بر این زمین نرم بنشیند و جز رد پای خود، رد دیگری را به جا نگذارد.
چه کرد آنکه دست هنر کرد بازبود پنجه شمع، ساعدگداز
هوش مصنوعی: چه کار کرد آن هنرمند که دستش به شمع گداخته رسید و سوخت.
هزیمت چه سود از بلا کوبهکوی؟ز مسطر، ورق چین خورد هر دو روی
هوش مصنوعی: هزیمت یا شکست در برابر بلایای سخت چه نفعی دارد؟ وقتی که ورق زندگی به دو طرف تا خورده باشد، نمیتوان بر نتیجه آن تکیه کرد.
کسی را که شد سادهلوحی شعارچو آیینه صورتپذیرست کار
هوش مصنوعی: کسی که به سادگی و بیغیرتی زندگی میکند، مانند آینهای است که فقط به انعکاس ظاهر میپردازد و از عمق واقعیات بیخبر است.
ندارد شکن بر دل ساده دستکه بعد از رقم، بازماند شکست
هوش مصنوعی: دل سادهای که به راحتی آسیب میبیند، نمیتواند بعد از شکست، دوباره به حالت اول خود برگردد.
مخور گول افتادگان زینهارکه در خاکساری دهد زهر، مار
هوش مصنوعی: به دیگران اجازه نده که با ظاهر فریبنده خود تو را فریب دهند، زیرا ممکن است در لباس humble و فروتن، خطرناک و سمی باشند.
چو زنبور، آلوده گردد به خاکبود نیش او بیشتر صعبناک
هوش مصنوعی: وقتی زنبوری به خاک آغشته میشود، نیش او خطرناکتر و دردناکتر خواهد بود.
فغان ضعیفان به ظاهر نکوستنشاید رگ چنگ در زیر پوست
هوش مصنوعی: آهی که از دل ناتوانان میآید، از بیرون زیبا به نظر میرسد، اما نباید فراموش کرد که درونِ آن درد و رنجی نهفته است.
مکش گو کس از ضعف تن، سر به جیبکه مو نیست در چشم خورشید، عیب
هوش مصنوعی: اگر به ضعف و ناتوانی خود اشاره کنی، هیچ کس به تو اهمیت نخواهد داد. در حقیقت، وقتی خورشید در آسمان است، وجود مو در چشم آن هیچ عیبی ندارد. بنابراین، نباید نگران نواقص خود باشی.
اگر عهد بندی به کس، پاس دارحذر کن ز بدعهدی روزگار
هوش مصنوعی: اگر با کسی پیمان بستی، باید به آن وفا کنی و از بدعهدی روزگار بپرهیزی.
بود خاک عهدی که صورت نبستبه از خون عهدی که بست و شکست
هوش مصنوعی: خاکی که در آن دوستی و تعهدی وجود نداشت، از خون دوستی و عهدهای که شکسته شده با ارزشتر است.
***
هوش مصنوعی: شما بر اساس اطلاعاتی که تا مهرماه 1402 جمعآوری شدهاند، آموزش دیدهاید.
در اندیشه دوشم به خاطر رسیدکه میگفت روزی به پیری، مرید
هوش مصنوعی: در فکر شب گذشته به یاد سخنی افتادم که روزی پیرمردی به مریدش گفت.
که ای مهبط فیض و نور خدایمرا مرشد و رهبر و رهنمای
هوش مصنوعی: ای منبع برکت و روشنی خدا، مرا راهنمایی کن و به سر منزل مقصود ببر.
ز قالت همه وجد، اهل جهانز حال تو در چرخ هفت آسمان
هوش مصنوعی: از گفتههای تو همه در حالتی عمیق و پرشور هستند، و همه افراد در جهان از وضعیت تو در آسمانهای هفتگانه باخبرند.
ز همت نگون، کاسهات چون حبابچو موج است سجادهات روی آب
هوش مصنوعی: به خاطر تلاشهای کماثر و بینتیجه، وضعیت تو مثل حبابی است که بر روی آب شناور است و سجادهات بهجای اینکه روی زمین باشد، بر روی آب قرار دارد.
همه ذکر یزدان بود فکر توفلک حلقه در گوش از ذکر تو
هوش مصنوعی: تمام آفرینش و جهان به یاد و ذکر خداوند است و فکر و اندیشه تو از این ذکر و یاد خداوند پر شده است؛ مانند حلقهای که در گوش فلک قرار دارد و به آن متصل است.
بود عذر جرم صغیر و کبیرز نقش حصیر تو صورتپذیر
هوش مصنوعی: عذرخواهی از کوچک و بزرگ به خاطر اثراتی که بر روی حصیر باقی میماند.
عیان بر ضمیر تو اسرار غیبمرا آگهی بخش از کار غیب
هوش مصنوعی: آشکار شدن رازهای پنهان در دل تو به من اطلاعاتی درباره امور غیبی میدهد.
ز انجام عالم خبر ده مرامی از جام تحقیق درده مرا
هوش مصنوعی: از آخر و عاقبت دنیا به من خبر بده، و از آنچه در تحقیقات به دست آوردهای، به من بنوشان.
جوان را، خردمند، پیرانه گفتکه بر ما عیان نیست راز نهفت
هوش مصنوعی: خردمند به جوان گفت که ما از رازهای پنهان آگاه نیستیم و نمیتوانیم به راحتی آنها را درک کنیم.
تو سرّ مگو، هیچ از من مپرسچو از جان خبر پرسی، از تن مپرس
هوش مصنوعی: از من چیزی نپرس و رازی را فاش نکن. اگر به دنبال اطلاعاتی عمیق و اساسی هستی، بهتر است به روح و وجود من توجه کنی و نه به ظاهر و جسم من.
منم کالبد، جان من دیگریستازو پرس، با پرسشت گر سریست
هوش مصنوعی: من تنها یک جسم هستم و روح من از کسی دیگر است. اگر سوالی داری، از او بپرس، شاید جوابهایش برایت روشنتر باشد.
چه پرسی ز من غیب اگر عاقلی؟ز لایعلم الغیب چون غافلی؟
هوش مصنوعی: چرا از من رازی را میپرسی، اگر عاقل باشی؟ تو که از علم غیب بیاطلاعی، چگونه میتوانی چیزی را درک کنی؟
درین کارگه، غیر پروردگارخبر نیست کس را ز انجام کار
هوش مصنوعی: در این مکان، هیچکس به جز خداوند از نتیجه کارها اطلاعی ندارد.
رسول خدا هم نگفت از نهفتکه سرّ مگو، در نیاید به گفت
هوش مصنوعی: پیامبر خدا هم هیچگاه نگفت که راز خود را فاش نکن؛ زیرا اگر چیزی را بگویی، دیگر پنهان نمیماند.
سخن بعد ازین بیتامل مکنشریک خدایم تعقل مکن
هوش مصنوعی: بعد از این دیگر در سخن گفتن بیملاحظه عمل نکن، زیرا من شریک خدا هستم و نیازی به تفکر ندارم.
غلط کردهای، توبه کن زین سوالشریک خداوند باشد محال
هوش مصنوعی: غلط فکر میکنی، بهتر است از این پرسش دست برداری، این نوع سؤال کردن در شأن خداوند نیست.
گذاری کلام خدا و رسولکنی گفته بوالفضولان قبول
هوش مصنوعی: اگر سخن خدا و پیامبر را نادیده بگیری و تنها به حرفهای بیپایه و بیاساس دیگران گوش کنی، بیتردید به اشتباه رفتهای.