ساقینامه
بخش ۱
به نام خدایی که روز نخست
بخش ۲
سخن بهر جسم زبان است جان
بخش ۳
کسی را که در طبع انصاف نیست
بخش ۴
بود لفظ چون شیر و معنی شکر
بخش ۵
چو راه ثنایش کند سر، رقم
بخش ۶
تنومندی و دست زورش حلال
بخش ۷
به صحرا مگر سایهاش پا فشرد؟
بخش ۸
ز مردان بود شکر پیکان به جا
بخش ۹
اگر زان رگ ابر، برقی جهد
بخش ۱۰
ز چشم ضعیفان گو افتادهتر
بخش ۱۱
چو برزد به پرداز گل آستین
بخش ۱۲
بر آتش بود عود در گلخنش
بخش ۱۳
شراری که شمعش ازان یافت تاب
بخش ۱۴
مرا بود از دوستان دوستی
بخش ۱۵
ز حرمان کشکاب جو دم زنیم
بخش ۱۶
چو همت ز هر قید آزاده باش
بخش ۱۷
به منت برآید اگر آفتاب
بخش ۱۸
قلم را که دشمن بود دوستش
بخش ۱۹
نه در دیده نور و نه در دل حضور
بخش ۲۰
ز بد توبه امروز باشد صواب
بخش ۲۱
سزد گر به مهرش کند دل هوس
بخش ۲۲
اگر چشم چشم است، نمناک به
بخش ۲۳
چو خواهی تماشا کنی اصل و فرع
بخش ۲۴
به مغرب ازان مهر شد زردچهر
بخش ۲۵
تو را آنچه میبایدت دادهاند