بخش ۲۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به مفهوم تقدیر و روزی اشاره میکند و میگوید که هر انسان آنچه که نیاز دارد را در زندگیاش مییابد. او تأکید میکند که نباید به خاطر کسب روزی دچار اضطراب و تردید شد و باید به همان مقدار که مقدر است اکتفا کرد. همچنین میگا که تلاش و کوشش در زندگی ضروری است، ولی در عین حال باید از اسراف و مصرف بیمورد پرهیز کرد. شاعر به این نکته هم اشاره میکند که خوشبختی و غنا در زندگی تنها از طریق دانایی و هنر حاصل میشود نه از ثروت مادی. او توصیه میکند به جای دلخوشی به داراییهای دنیوی، به فضایل انسانی و هنرهای خود توجه کنیم. در نهایت، او خاطرنشان میکند که زندگی ابدی نیست و باید از فرصتها به درستی استفاده کرد.
تو را آنچه میبایدت دادهاندبه رویت در رزق بگشادهاند
هوش مصنوعی: آنچه که لایق توست به تو داده شده و در زندگیات امکانها و نعمتها برایت فراهم گشته است.
تو خواهی بری عالمی را فروبه اندازه لقمهات کو گلو؟
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی دنیا را به اندازه لقمهای که دلت میخواهد ببلعی، آیا میتوانی گلو را باز کنی؟
به رزق مقدّر توان برفزوداگر تخم ناکشته بتوان درود
هوش مصنوعی: اگر ارزاقی که برای ما مقدر شده، افزایش یابد، تنها با کشتن دانه و تلاش میتوان به آن دست یافت.
مده عمر خود از تردّد به بادکه روزی به کوشش نگردد زیاد
هوش مصنوعی: عمر خود را صرف شک و تردید نکن، زیرا یک روز خواهی دید که با تلاش، وقت و انرژی بیشتری به دست نخواهد آمد.
پی رزق فردا مکن اضطرابمکَن رخت پیش از رسیدن به آب
هوش مصنوعی: برای فردا نگران روزی نباش و از قبل لباس نپوش، تا زمانی که به آب برسی.
فرود آی از ناتمامی، فرودزیانِ زیان باش، یا سودِ سود
هوش مصنوعی: از ناتمامی به پایین بیا، یا زیان حاصل از زیانشو بپذیر، یا سودی که از سود میبری.
کند از تو کوتاه، دست نیازبه حدّ گلیم ار کنی پا دراز
هوش مصنوعی: اگر از تو دست نیاز کوتاه شود، باید با قید و حدود خود رفتار کنی، ورنه پا از گلیم خود فراتر میگذاری.
به رزق خداداده کن اکتفاکه با هم کند دخل و خرجت وفا
هوش مصنوعی: به روزیای که خدا به تو داده راضی باش، چون این روزی میتواند به خوبی هزینۀ زندگیات را تأمین کند.
چو خواهی ز رزق خود افزون خوریمدام از قدح جای می خون خوری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که روزیات بیشتر باشد، مدام از جام نوشیدنی بخور و از شراب لذت ببر.
مخور بیشتر باده از ظرف خویشکه زهرست تریاق زاندازه بیش
هوش مصنوعی: زیاده از حد شراب نخور، چون ماجرای آن خطرناک است. هر چیزی که بیش از اندازه مصرف شود، میتواند مضر باشد.
بسی کیسه گردید پرداختهکه شد کیسهات را مهم ساخته
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد تلاش کردهاند تا محتویات کیسه خود را ارزشمند کنند تا بدین وسیله کیسهشان برایشان اهمیت پیدا کند.
ز فقر کسانت غنا شد نصیببه گنج افتد از رنج مردم طبیب
هوش مصنوعی: از نداری و فقر دیگران، تو به ثروت و بینیازی دست یافتهای؛ درست مانند این که کسی در سختی و درد مردم، به دارویی ارزشمند دست پیدا کند.
تو خود چون به چنگ غنایی اسیرمزن طعنه بر برگ عیش فقیر
هوش مصنوعی: اگر تو خودت در موقعیتی خوش و خوشحال هستی، نباید به دیگران که در تنگنا هستند، انتقاد کنی یا به آنها طعنه بزنی.
که بیبرگ، افتاده است از نوانخیزد صدا از نی بوریا
هوش مصنوعی: یک نی بوریا که برگ ندارد، دیگر صدایی تولید نمیکند و نوا نمیالخاست.
پی دخل سیم و زری بی ثباتچرا میکنی خرج، نقد حیات
هوش مصنوعی: چرا برای به دست آوردن نقره و طلا که بیثبات هستند، زندگیات را خرج میکنی؟
خرابی مکن تا نگردی خرابشود تیره از شستن نامه، آب
هوش مصنوعی: خرابی نکن که خودت ویران نشوی؛ تاریکی از شستن نامهها ناشی میشود، مانند آب.
چرا میکنی دسته از هر طرفخدنگی که خود باشی آن را هدف
هوش مصنوعی: چرا از هر طرف تیرهایی پرتاب میکنی در حالی که خودت هدف آنها هستی؟
چرا آتشی باید افروختنکه خود در میان بایدت سوختن
هوش مصنوعی: چرا باید آتشی را روشن کرد که خود انسان در آن خواهد سوخت؟
تو نشنیدهای این سخن، گوییاکه عاجز کند پشّهای، فیل را
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو هنوز این سخن را نشنیدهای، مثل اینکه گویی یک پشه میخواهد فیل را به زانو درآورد.
ز دامان خاطر بشو گرد کینبزن بر چراغ طلب، آستین
هوش مصنوعی: از دل خود کینهها را پاک کن و بر چراغ آرزوها بزن، آستین خود را بالا بزن.
چو مظلوم، تاب ستم داشتنبه از ظلم گنج درم داشتن
هوش مصنوعی: تحمل ظلم و ستم، بهتر از این است که به ثروت و مال اندکی فخر کنی و در عوض بیعدالتی را بپذیری.
گرت گنج قارون نباشد، چه باکمرصّع به زر گیر یک قبضه خاک
هوش مصنوعی: اگر ثروت و دارایی عظیمی مانند گنج قارون نداشته باشی، نگران نباش؛ زیرا حتی اگر به طلا و جواهر هم بیارایی، در نهایت چیزی که داری، تنها مقداری خاک است.
عروسانه در فکر زیور مباشچو گنج هنر هست گو، زر مباش
هوش مصنوعی: به جای اینکه فقط به زیبایی ظاهری و زیورآلات فکر کنی، به ارزش واقعی و هنری که در وجودت است توجه کن. زیبایی واقعی در دانش و هنر نهفته است، نه در زرق و برق ظاهری.
طمع شد به رنگ زرت رهنمونبه دندان زنی زر ز بهر شگون
هوش مصنوعی: امید به دست آوردن طلا و رنگ زرد آن، تو را به دندان زدن آن وسوسه میکند تا به خاطر خوششانسی و نیکبختی، طلا را به دست آوری.
چنان زی که محفوظ باشد چو مهرگرت شیشه افتد ز داغ سپهر
هوش مصنوعی: زندگی را به گونهای بگذران که مانند یک گوهر ارزشمند محافظت شوی؛ اگر روزی دچار مشکلات و چالشها شدی، باز هم ارزش و عفت خود را حفظ کن.
ز سختی رود آدمی کوبهکوجز آهن که آیینه دیده دورو؟
هوش مصنوعی: آدمی در برابر مشکلات و سختیها چه چیزی جز آهن میتواند باشد که مانند آینه، با دو رویی خود را نشان دهد؟
درین بوستان، غنچه بی خار نیستدر گنج، بی حلقه مار نیست
هوش مصنوعی: در این باغ، گلی نیست که بدون خار باشد و در گنجینه، چیزی نیست که بدون دلهره و خطر وجود داشته باشد.
نیابی درین بوستان یک نهالکه بعد از کمالش نباشد زوال
هوش مصنوعی: در این باغ، نمیتوانی به درختی برسی که پس از رشد و کامل شدن، از بین برود.
ز خرق فلک جوی، نقش مرادز ششدر کسی چون جهد بی گشاد؟
هوش مصنوعی: چگونه کسی میتواند به خواستهاش برسد و به آرزویش دست یابد، وقتی که در مسیر زندگی و تحت فشارهای بیرونی، مانعها و مشکلاتی وجود دارند که او را محدود میکند؟
پی شهره گشتن چه ریزی عرقنشانه شکست آورد بر ورق
هوش مصنوعی: برای مشهور شدن، چه نیازی به عرق ریختن و زحمت کشیدن است، وقتی این تلاشها تنها شکست را بر روی کاغذ به تصویر میکشد؟
به دریا مکن بهر ساحل تلاشبه گرداب ده کشتی و امن باش
هوش مصنوعی: به دریا نرو تا به ساحل برسی، بلکه به جای آن در اعماق دریا سفر کن و از خطرات آن در امان بمان.
مکش منت ناخدا زینهاردرین بحر، کشتی به طوفان سپار
هوش مصنوعی: در این دنیا، از ناخدا (راهنما) درخواست کمک نکن؛ زیرا وقتی در طوفان قرار بگیری، کشتیات را به خطر میاندازد.
توقع مدار آشنایی ز کسبه بیگانگی آشنا باش و بس
هوش مصنوعی: از دیگران انتظار نداشته باش که با تو آشنا شوند، بلکه خودت به دور از هر آشنایی، با بیگانگان دوست باش و زندگی کن.
جدا شو ازین زشتخویان، جداز ناآشنایان طلب آشنا
هوش مصنوعی: از افرادی که اخلاق زشت و بد دارند دوری کن و از کسانی که با آنها آشنایی نداری، کسی را پیدا کن که به تو نزدیک و آشنا باشد.
درست است پیوند خامان، درستبود میوه پخته را، بند سست
هوش مصنوعی: پیوند نزدیک خانوادهها به خوبی وجود دارد، اما میوهای که رسیده و پخته شده، دیگر به بند و زنجیر نیازی ندارد.
یه خواهش مکن تنگچشمی شعارکه دریای بخشش ندارد کنار
هوش مصنوعی: از کسی که تنگنظر است و همیشه به دیگران به شیوهای خودخواهانه نگاه میکند، انتظار نداشته باش که دست به بخشش بزند؛ چرا که او ظرفیت بزرگمنشی و مهربانی را ندارد.
نبینی که هر خانه از آفتاببه مقدار روزن بود نوریاب؟
هوش مصنوعی: نمیبینی که هر خانه به اندازهی روزنی که دارد، از نور آفتاب بهرهمند است؟
به پیش ترشروی، حاجت مبرکه سوهان ابرو، خراشد جگر
هوش مصنوعی: به کسی که از نظر ظاهری یا اخلاقی ناهموار است، نیازی نیست درخواست خاصی داشته باشی، زیرا بیاحترامی به او تنها باعث آزار روحی خودت میشود.
طلب کن درین عرصه، نقش مرادز پیشانی باز و روی گشاد
هوش مصنوعی: در این دنیا، خواستهات را از طریق نشانهها و علائم که در چهره و پیشانی دیگران نمایان است، جستجو کن.
خورد زخم بر رو اگر میهمانبه از چین ابروست از میزبان
هوش مصنوعی: اگر میهمانی زخم بر چهرهاش ببیند، این زخم به مراتب زیباتر از ابروهای کشیده و زیبا است که میزبان دارد.
نگردانی از خوان خود بینصیبگدا را، خصوصا یتیم و غریب
هوش مصنوعی: از سفرهی خود کسی را محروم نکن، بهخصوص اگر او یتیم و بیخانمان باشد.
ازان گندم روزیات شد دو نیمکه نیمی خورد زان، غریب و یتیم
هوش مصنوعی: از آن گندم، روزی تو تقسیم شده به دو بخش است؛ که یک بخش را غریبه و یتیم میخورند.
دلی را که ننشسته بر سینه گردتوان یافت از طاق ابروی مرد
هوش مصنوعی: دلهایی که آرامش ندارند و در سینه جا نگرفتهاند، نمیتوانند تحت تأثیر زیباییهای ظاهری و جذابیتهای فیزیکی قرار بگیرند.
به دلها کن از طاق ابرو نظرسوی قبله باشد ز محراب، در
هوش مصنوعی: چشمانت را بر روی ابروهای معشوق بگذار و با دل، نگاهت را به سمت قبله یعنی به سوی خدا معطوف کن، همانطور که در محراب نماز میکنی.
مجو در بلا یاری از هیچکسهمین از خدا جوی یاریّ و بس
هوش مصنوعی: در زمان دشواری، به کسی غیر از خدا امید نداشته باش و تنها از او یاری بخواه.
خداوند اگر خوان روزی نهادپی کسب آن، دست و پا نیز داد
هوش مصنوعی: خداوند برای روزی و sustenance (تأمین نیازهای زندگی) انسان، امکانات و ابزارهایی نیز در اختیارش قرار داده تا بتواند تلاش کند و به آن برسد.
چه لذت دهد روزی بیتلاش؟برو زنده زنده، یا مرده باش
هوش مصنوعی: زندگی بدون تلاش و کوشش چه خوشایند و لذتبخش است؟ بهتر است که در حال زندگی کنی، حتی اگر در ظاهر مرده به نظر بیایی.
به کاری که بندی در آن کار، دلچنان کن از خود نباشی خجل
هوش مصنوعی: در کاری که مشغول به آن هستی، طوری دل خود را تنظیم کن که احساس شرمندگی نداشته باشی و خود را فراموش کنی.
مزن دم، عوانت زند گر به کفشنیاید به هم راست، مشت و درفش
هوش مصنوعی: به کسی که در موقعیت خاصی قرار دارد، نیازی به دعوا و درگیری نیست. اگر او به موقعیت خود آگاه باشد و توانایی جمع کردن اوضاع را داشته باشد، نباید وارد تنش شود؛ زیرا در نهایت تنها به خود آسیب میزند.
مکن باور از زاده خصم، شرمکه وقت دمیدن بود خار نرم
هوش مصنوعی: به سخن کسی که از دشمن زاده شده، اعتماد نکن؛ چرا که در زمان بروز مشکلات، حتی لطیفترین چیزها هم ممکن است به دردسر تبدیل شوند.
بدی را چو بینی به خود کینهجوتو هم تند گردان بدی را بدو
هوش مصنوعی: اگر بدیای را مشاهده کردی، خودت هم در درونت کینه و ناخوشایندی را احساس نکن و سعی کن با رفتارهای تند و خشن، بدی را به بدی پاسخ ندهی.
به نشتر ز رگ خون گرفتن بهجاستبلی، دفع فاسد به افسد رواست
هوش مصنوعی: گاهی برای از بین بردن آلودگی یا دفع مشکلات، لازم است از روشهای سخت و دردناک استفاده کنیم. در واقع، گاهی باید برای مقابله با چیزهای بد، به سراغ راهحلهایی برویم که ممکن است خودشان ناخوشایند باشند، ولی در نهایت به نفع ما خواهند بود.
چو ناوک مکش پیش، آن را به زورکه چون واگذاری، جهد از تو دور
هوش مصنوعی: اگر با زور کسی را به چیزی وادار کنی، در نهایت از تو دور میشود. بهترین راه این است که او را آزاد بگذاری تا خود به انتخابش برسد.
تو انگار کن آن کسان نیستندکه پیشت به پای درم ایستند
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که افرادی که در مقابل تو ایستادهاند، برای تو وجود ندارند و بهتر است آنها را نادیده بگیری.
ز گردنکشان و غیوران دهرچه گردان دشت و چه مردان شهر
هوش مصنوعی: پلاک و محکوم کردن ظالمها و افرادی که در زمان خود حساس و غیرتمند هستند، نشانههایی از شجاعت و قدرت مردان در هر نقطهای از زمین است.
ز ایرانیان و ز تورانیاننیابی به جز نامشان در میان
هوش مصنوعی: از ایرانیان و تورانیان تنها نام آنها را در میان مییابی و چیزی بیشتر نیست.
گذشتند ازین راه، برنا و پیرتو را هم گذشتن بود ناگزیر
هوش مصنوعی: همه از این مسیر عبور میکنند، جوان و پیر، و تو نیز ناچار بودی که عبور کنی.
بقایی ندارد سرای جهاننپاید بسی در سرا، کاروان
هوش مصنوعی: دنیا جایی ماندگار نیست و بسیاری از زندگیها و وقایع در آن نمیپاید، مانند کاروانی که در حال عبور است.
بیا ساقی آن جام مردآزمایکه دریاکشان را درآرد ز پای
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، آن جامی را بیاور که انسانهای قوی را از پا درآورد و آنها را به چالش بکشد.
به من ده که بیهوشیام آرزوستز عالم فراموشیام آرزوست
هوش مصنوعی: به من عطا کن که آرزوی من غرق شدن در بیخبری است و دوست دارم از این دنیا فراموشی پیدا کنم.