شمارهٔ ۶۰
هوش مصنوعی: شاعر به محبوبش میگوید که وقتی او را در آغوش میگیرد، آرامش و قرار پیدا میکند. او با چشمانش مانند لؤلؤ، اشک میریزد و امیدوار است که محبوبش یک بار به خاطر این اشکها به او نزدیک شود و در کنار او باقی بماند.
تا بادل من گرفتی ای جان تو قرارمن دیده خویش کرده ام لؤلؤ بار
هوش مصنوعی: ای جان من، تو که آرامش دل من هستی، من برای تو چشمانم را همچون مروارید پر کردهام.
باشد که بصحبت سرشکم یکباراز راه دو دیده ام درآئی بکنار
هوش مصنوعی: امیدوارم که با صحبت کردن و درد دل کردن، یکبار از طریق چشمانم، تو را در کنار خود ببینم.