شمارهٔ ۶۲
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از عشق و فریفتگی خود به معشوق میگوید. او از معشوق درخواست میکند که یک بار به نزدش بیاید تا جگر سوختهاش را که به خاطر عشقش رنج میکشد، به او تقدیم کند. شاعر با استعارهای زیبا، جگر سوخته را به مشک تشبیه میکند که میتواند در خدمت عشق و زیبایی باشد.
گفتم چه نهم پیش دو زلف تو نثارگر هیچ بنزد چاکر آئی یکبار
هوش مصنوعی: گفتم چه چیزی میتوانم به پای دو زلف تو بریزم؟ اگر تنها یک بار به نزد بنده بیایی.
پیشت بنهم این جگر سوخته راکاید جگر سوخته با مشک بکار
هوش مصنوعی: میخواهم این دلُرَندهام را به تو تقدیم کنم، شاید بتوانی از آن بهره ببری.