بخش ۱۵
هوش مصنوعی: پیر طریقت در این شعر به خداوند عرض میکند که مدتها به یاد او زندگی کرده، اما اکنون به این نتیجه رسیده که باید روح خود را از دنیا برگیرد. او به این نکته اشاره میکند که بدون یاد خدا دل و جان فاقد معنا هستند و بنابراین زندگی بدون عشق و یاد خدا ممکن نیست.
پیر طریقت گوید: خدایا یک چندی بیاد تو نازیدم آخر خود را رستخیز گزیدم چون من کیست که این کار را سزیدم اینم بس که صحبت تو ارزیدم خدایا نه جز از یاد تو دل است نه جز از یافت تو جان پس بی دل و بی جان زندگی کی توان؟
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: خدایا، مدتی به خودم میبالیدم و به یاد تو بودم، اما حالا ناگزیر شدهام که از خودم و ذاتم فاصله بگیرم. من کیستم که چنین کاری از من برآید؟ تنها دلیل من برای این کار، صحبت و ارتباط با توست. خدایا، هیچ چیزی جز یاد تو وجود ندارد و زندگی بدون دل و جان چه معنایی دارد؟