بخش ۵۲
هوش مصنوعی: پیر طریقت به مستان پرشهوت و غافلان هشدار میدهد که از خداوندی که به باطن دلها و خیانت چشمها واقف است، شرم داشته باشند. او از وجود ذوالفقار حیدر در عالم انصاف سخن میگوید که باید بر این مستان بیادب حد شرعی بزند و این غافلان را بيدار کند. همچنین، او تأکید میکند که شناخت صفات خداوند باید شنیدنی باشد و نه شناختنی، زیرا صفات مسموعند و نه معقول. در ادامه، او تفاوت میان مزدور و عارف را بیان میکند؛ مزدور به دنبال سود و ترس از دوزخ است، در حالی که عارف آرزوی یک لحظه نزد دوست را دارد و در عشق خود سوخته و سرشار از ناز است.
پیر طریقت گوید: ای مستان پرشهوت و ای خفتگان غفلت! شرم دارید از خداوندی که خیانت چشمها را می داند و باطن دلها را می بیند کجا است ذوالفقار حیدری تا در عالم انصاف برین مستان بی ادب حد شرعی براند و این غافلان خفته را بجنباند؟
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: ای کسانی که در شهوت غرق شدهاید و ای کسانی که در خواب غفلت به سر میبرید! آیا از خداوندی که به خیانت چشمها علم دارد و به باطن دلها آگاهی دارد، شرم نمیکنید؟ کجاست آن سلاح حیدر که در جهانی از انصاف، این مستان بیادب را به حد شرعی برساند و این غافلان خوابیده را بیدار کند؟
پرسند چه گوئی درباره کسانی که می گویند ما صفات خدا را بشناختیم و چونی را بینداختیم گفت صواب آنستکه بگویند ما صفات را بشنیدیم و چونی را بینداختیم که این می باید شنید نه می باید شناخت مسموع است نه معقول
هوش مصنوعی: در مورد افرادی که ادعا میکنند که صفات خدا را شناختهاند و از چگونگی آن آگاهی دارند، پاسخ داده میشود که بهتر است بگویند ما صفات را شنیدهایم و چگونگی را درک کردهایم. این اطلاعات باید از طریق شنیدن به دست آید و نه از طریق شناخت، زیرا آنچه شنیده میشود قابل دریافت است، اما آنچه درک میشود قابل فهم نیست.
اگر مزدور را بهشت حظ است عارف را از دوست آرزوی یک لحظه است اگر مزدور در بند سود و زیان است عارف سوخته به آتش بی دود است اگر مزدور از بیم دوزخ در گداز است عارف سرتاسر همه ناز است
هوش مصنوعی: اگر مزدور از بهشت لذت میبرد، عارف آرزوی یک لحظه با دوستش را دارد. مزدور به فکر سود و زیان است، اما عارف در آتش عشق سوخته و هیچ دودی از آن برنمیخیزد. اگر مزدور از ترس جهنم در عذاب است، عارف در نهایت آرامش و ناز زندگی میکند.
چندان ناز است ز عشق تو در سر منتا بر غلطم که عاشقی تو بر من
هوش مصنوعی: حس عشق تو در وجود من به اندازهای است که باعث میشود همه چیز را نادیده بگیرم و فقط به احساس عاشقانهام فکر کنم.
یا خیمه زند وصال تو بر در منیا در سر کار تو شود این سر من
هوش مصنوعی: یا اینکه ارتباط ما با هم بر در خانه من برقرار شود، یا اینکه این سر من به خاطر عشق تو دچار دردسر و سختی گردد.