شمارهٔ ۱۵
هوش مصنوعی: این متن دعا و درخواست از خداوند است. شاعر از خدا میخواهد که او را یاری کند، زیرا در پیش رو و پشت سر هیچ امنیت و پناهی ندارد. او از خدا درخواست میکند تا دستش را بگیرد، چون هیچ تکیهگاهی جز او ندارد و نمیتواند از مشکلات فرار کند. همچنین، شاعر به وابستگی و عشق خود به خدا اشاره میکند و از او میخواهد که هرچقدر هم که او را پشتیبانی کند، ناامید نشود.
الهی از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست
هوش مصنوعی: ای خدا، نه از جلو خطر و نه از پشت، هیچ چیز نمیدانم. دستم را بگیر، زیرا جز تو یاری ندارم.
الهی دستم گیر که دست آویز ندارم، و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم
هوش مصنوعی: خدای عزیز، به من کمک کن چون هیچ چیز دیگری برای تکیه کردن ندارم، و لطفاً عذر من را بپذیر چون راهی برای فرار ندارم.
الهی خود را از همه بتو وابستم، اگر بداری ترا پرستم و اگر نداری خود پرستم نومید مساز بگیر دستم
هوش مصنوعی: پروردگارا، تمام وجودم را به تو وابسته میدانم. اگر تو مرا حمایت کنی، به عبادتت ادامه میدهم و اگر نداشته باشی، خودم را میپرستم. امیدم را از من نستان و دستم را بگیر.