شمارهٔ ۲۳۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خداوند درخواست یاری در یافتن خود میکند و به عشق و دوستی اشاره میکند که آرامشبخش دلهای غریب است. او از احساس گمگشتگی سخن میگوید و میخواهد که خداوند او را در مسیر خود هدایت کند و به وصال برساند. شاعر همچنین آرزوی دیدار و گفتوگو با محبوبش را دارد و هرچند میداند که شاید شایستهاش نباشد، اما همت بلند او همچنان به او امیدوار است.
الهی در یافتن خود یاری و یادگاری، معنی دعوی صادقانی، فروزنده نفسهای دوستانی آرام دل غریبانی، چون در میان جانی، از بیدلی می گویم که کجائی، جانرا زندگی می باید تو آنی به خود و از خود ترجمانی، به حق تو بر خودت که ما را در سایه غرور ننشانی و به عز وصال خود رسانی،
هوش مصنوعی: خدایا، در پیدا کردن خودم کمکم کن و یادآوریم باش، که معنا و حقیقت راستگویی را بشناسم و روح دوستان آرام دل را روشن کنم. در حالی که در میانسالی دچار دل نگرانی هستم، از غفلت میگویم که کجا هستی. زندگی برای جانم باید به تو وابسته باشد و از خودم مایه بگذارم. به حق خودت، ما را در سایه غرور قرار نده و به عزت وصال خود برسان.
چشمم همی بخواهد دیدارتگوشم همی بخواهد گفتارت
هوش مصنوعی: چشمم میخواهد تو را ببیند و گوشم مشتاق شنیدن صدایت است.
همت بلند کردند این هر دوهر چند نیستند سزاوارت
هوش مصنوعی: این دو نفر با اراده و تلاش زیاد برخاستند، هرچند که شاید لایق این کار نباشند.