شمارهٔ ۲۴۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خداوند کمک میخواهد و در جستجوی لحظهای است که فراتر از حوا و آدم باشد. او به این فکر میکند که اگر آن لحظه را پیدا کند، چه کسی است و چگونه میتواند بدون نفس آن لحظه زندگی کند. این شعر به نوعی در مورد وجود و الهام کلامی و روحانی است.
الهی ای راهنما به کرم، فروماندم در حیرت یکدم، آن کدام است؟ دمی که نه حوا در آن گنجد نه آدم، اگر من آن دم بیابم چون من کیست؟ بیچاره و زنده ای که بی نفسش باید زیست
هوش مصنوعی: ای خداوند مهربان، من در حیرت و سرگردانی هستم و از تو راهنمایی میطلبم. این لحظهای که در افکارم هست، چه نوع لحظهای است؟ لحظهای که نه حوا میتواند در آن جا بگیرد و نه آدم. اگر من بتوانم آن لحظه را پیدا کنم، آیا دیگر من چه کسی هستم؟ من موجودی بیچاره و زندهام که باید بدون نفس کشیدن ادامه دهم.