شمارهٔ ۲۴۷
هوش مصنوعی: این متن از شاعر به بیان عشق و وابستگی به خداوند میپردازد. شاعر میگوید که همهی تلاشها و اعمال او به واسطهی هدایت و لطف خداوند است و بدون فضل الهی، هیچ ارزشی ندارد. او عشق را به عنوان راهی برای نزدیکی به خدا میبیند و اشاره میکند که عاشقان در راه این عشق جان میدهند، ولی هنوز کسی بوی حقیقی عشق را نچشیده است. در نهایت، رحلت عاشقان را نتیجهی عشق و رغبت به خدا میداند.
الهی دانی که من به خود به این ورزم، و نه بکفایت خود شمع هدایت افروزم، از من چه آید؟ و از کردار من چه گشاید، طاعت من به توفیق تو، خدمت بهدایت تو، توبه من برعایت تو، شکرمن با نعام تو، ذکر من بالهام تو همه توئی من کیم اگر فضل تو نباشد من برچه ام،
هوش مصنوعی: خداوندی، آیا میدانی که من تنها به خاطر خودم تلاش نمیکنم، بلکه بدون نور هدایت تو هیچ کاری از من برنمیآید؟ من چه کاری میتوانم انجام دهم و از اعمالم چه نتیجهای خواهد گرفت؟ اطاعت من به توفیق توست، خدمت من در راستای هدایت توست، توبهام در سایه رحمت توست، شکرگزاریام به نعمتهای تو بستگی دارد و ذکر من الهام گرفته از توست. همه چیز تو هستی، پس اگر فضل و کرامت تو نباشد، من چه ارزشی دارم؟
هر که او را دلی و جانی بودشد بمیدان عاشقی گویش
هوش مصنوعی: هر کسی که دل و جان عاشق دارد، باید به میدان عشق بیاید و عشق را تجربه کند.
کشته گشتند عاشقان و هنوزنشنیده است هیچکس بویش
هوش مصنوعی: عاشقان بسیاری جان خود را تقدیم عشق کردهاند، اما هنوز هیچکس نتوانسته است بوی این عشق را حس کند.
رحلت عاشقان زهر سوئیهست از قصد دل مگر سویش
هوش مصنوعی: عاشقان به عمد و از روی اراده از جایی دور میشوند، اما قلبشان همواره به سمت محبوبشان میتپد.