شمارهٔ ۲۵۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و عاشقانه شاعر نسبت به محبوب اشاره دارد. شاعر از وجود محبوب به عنوان مولی و دوست یاد میکند و همه چیزهایی که یافته، نشانههای عشق و محبت اوست. ناراحتی و بیقراری دل، در پی دیدار معشوق، نشاندهندهی شدت احساسات اوست. در آخر، شاعر به روزی اشاره میکند که محبوب از پشت پرده بیرون خواهد آمد و از آن روز، زمانه را در تسخیر خود خواهد داشت. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و به درد و رنجی که در دل دارد، میپردازد.
چون تو مولی کراست؟ چون تو دوست کجاست؟ هر چه دادی نشان است و آئین فرد است، آنچه یافتیم پیغام است و خلعت برجاست، نشانت بیقراری دل و غارت جان است و خلعت وصال در مشاهده جمال
هوش مصنوعی: چرا تو ولی و سرور ما هستی؟ چرا دوست تو در اینجا حضور ندارد؟ هر آنچه که به ما دادهای، نشانهای از شخصیت و مقام فردی است. آنچه که ما به دست آوردهایم، پیامی است و هدیهای بزرگ. نشانهی تو، بیقراری دل و دلبستگی به جان ماست و هدیهی وصال، در دیدن جمال تو نهفته است.
روزی که سر از پرده برون خواهی کرددانم که زمانه را زبون خواهی کرد
هوش مصنوعی: روزی که بخواهی از پنهان خارج شوی و خود را نمایان کنی، میدانم که زمانی که ظهور کنی، بر زمانه و اوضاع حاکم بر آن تسلط خواهی یافت.
گر زیب و جمال از این فزون خواهی کردیارب چه جگرهاست که خون خواهی کرد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زیبایی و جذابیت را بیشتر از این افزایش دهی، ای خدا، چه دلهایی را برای این خواسته به درد خواهید آورد؟