مناجات شمارهٔ ۶۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به درگاه خداوند دعا میکند و از نعمتهای او برای پاکان سخن میگوید. او از بینوا بودن خود گلایه میکند و میگوید اگر نعمتها فقط به شرط طاعت داده میشوند، پس لطف و عطای خداوند را نمیداند. همچنین بیان میکند که اگر در برابر نعمتها پاداشی نمیخواهد، از خدا میخواهد به او عطا کند. در نهایت، او خود را در مقایسه با دیگران کوچک میداند و به درخواست کمک و رحمت میپردازد، حتی اگر در نظر خداوند کمارزش باشد.
الهی از آن خوان که بهر پاکان نهادی نصیب من بینوا کو، اگر نعمتت جُز بطاعت نباشد پس آنرا بیع خوانند لطف و عطا کو ؟ اگر در بها مُزد خواهی ندارم و اگر بی بها بهی بخش ما کو ؟ اگر از سگان تو ام استخوانی و اگر از کسان تو مرحبا کو؟
هوش مصنوعی: ای خدای عزیز، از خوانی که برای پاکان گذاشتهای، نصیب من گناهکار کجاست؟ اگر نعمت تو جز با اطاعت به دست نمیآید، پس لطف و رحمتت چه معنا دارد؟ اگر برای دریافت نعمتها نیاز به پاداش داری، من چیزی ندارم و اگر بدون قیمت میبخشایی، پس آن را به من عطا کن. اگر من از بندگان تو هستم، حتی یک تکه استخوان هم به من عطا کن و اگر از محبوبان تو هستم، پس مرا بپذیر و خوشامد بگو.