مناجات شمارهٔ ۱۱۶
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از خجالت و شرم ناشی از گناه سخن میگوید و احساس حسرت و درد در دلش را بیان میکند. او به پروردگارش اشاره میکند و از او میخواهد که راه رضایتش را نشان دهد و از تاریکی دلش که نیاز به نور دارد، یاری بخشد. در آخر، شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر خداوند به او بهشت بخشد، این یک لطف بزرگ و عطای الهی است.
الهی بر سر از خجالت گرد داریم و در دل از حسرت درد داریم و رُخ از شرم گناه زرد داریم.
هوش مصنوعی: برای خدایا، از شرم در برابر تو سرمان را پایین میآوریم و در دل، درد حسرتی داریم. به خاطر گناهانمان، از شرم رنگمان پریده است.
من بندهٔ عاصیم رضای تو کجاستتاریک دلم نور و ضیای تو کُجاست
هوش مصنوعی: من بندهای نافرمان هستم، ولی نمیدانم که خوشنودی تو در کجاست. دل من تاریک است و نمیبینم که روشنایی و نور تو کجاست.
ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشیآن بیع بود لُطف و عطای تو کجاست
هوش مصنوعی: اگر تو بهشت را به ما بدهی به خاطر اطاعت و فرمانبری، این معاملهای است که در آن جود و بخشش تو نمایان نمیشود.