مناجات شمارهٔ ۱۲۷
هوش مصنوعی: شاعر از حیرت و شگفتی خود میگوید و در عین حال خوشحال است، زیرا درک کرده که با رحمت الهی میتواند بر مشکلاتش غلبه کند. او به یاد روزهایی میافتد که از لطف خداوند غافل بود و اکنون در دریای حیرت غوطهور است. در تصویر پروانهای که به چراغ نزدیک میشود، احساسات عمیق خود را از رنج و درد بیان میکند.
الهی همه از حیرت به فریادند و من از حیرت شادم، به یک لبیک درب همه ناکامی بر خود بگشادم، دریغا روزگاری که نمیدانستم تا لطف تو را دریازم. خداوندا در آتش حیرت آویختم چون پروانه در چراغ، نه جان رنج تبش دیده و نه دل الم داغ
هوش مصنوعی: اینان همه از حیرت و شگفتی در حال فریاد زدن هستند، اما من از حیرت خود شادابم. به یک حالتی درون خودم درب تمامی ناکامیها را گشودهام. افسوس بر روزگاری که نمیدانستم چگونه باید از لطف تو بهرهمند شوم. ای خدا، من در آتش حیرت مانند پروانهای در کنار شمع آویختهام. نه جانم از درد و تپش رنج میکشد و نه دلم از داغی که به دوش دارم آزار میبیند.