مناجات شمارهٔ ۱۴۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تجربه دوستی و محبت الهی سخن میگوید. او بیان میکند که چگونه دل را به خاطر عشق و دوستی فدای میکند و از آن بویی معطر میگیرد. شاعر همچنین به تاثیرات مثبت این دوستی اشاره میکند و روشنایی حقیقت را با برقی از مشرق مقایسه میکند، در نهایت نسبت به چیزهای کمارزش مانند آب گل بیاعتنایی نشان میدهد.
الهی نسیمی از باغ دوستی دمید دل را فدا کردیم، بویی از حزینهٔ دوستی یافتیم به پادشاهی سر عالم ندا کردیم، برقی از مشرق حقیقت تافت آب گل کم انگاشتیم.
هوش مصنوعی: نسیمی از باغ دوستی وزید و ما دلمان را برای این دوستی فدای آن کردیم. در نتیجه، عطری از هزینههای دوستی استشمام کردیم و به پادشاهی جهان ندا سر دادیم. نوری از مشرق حقیقت تابید و ما آب کمارزش گل را نادیده گرفتیم.