مناجات شمارهٔ ۱۵۱
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از احساس عمیق درد و رنج خود صحبت میکند و میگوید تنها داروی این درد، ستایش خداوند است. او به این نکته اشاره میکند که خداوند سزاوارترین موجود برای ستایش است و تنها خود او میداند که چه هست. شاعر به پیغمبر اسلام، حضرت محمد (ص)، اشاره میکند که نتوانسته است به درستی ثنای خدا را بیان کند، همانطور که خدا خودش از خود ستایش کرده است.
الهی گرفتار آن دردم که داروی آنی، بندهٔ آن ثنایم که توت سزاوار آنی، من در تو چه دانم ؟ تو دانی. تو آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی آنی، تو آنی که مصطفی(ص) گفت من ثنای تو را نتوانم شمرد و آن گونه که تو بر نفس خوییش ثنا گفتی.
هوش مصنوعی: ای خدا، من در درد و مشکلاتی گرفتار هستم که تنها تو میتوانی درمانی برای آن به من بدهی. من بندهٔ ستایشی هستم که شایستهٔ توست. من در تو چه میدانم؟ تنها تو میدانی. تو همان هستی که خودت گفتهای، و همانطور که خودت بیان کردهای، تو هستی. تو همان هستی که پیامبر(ص) گفت: من نمیتوانم تو را به درستی ستایش کنم، و تو همانطور که خودت بر نفس خود ستایش کردی، هستی.