مناجات شمارهٔ ۱۸۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دردهای درونی و غمهای خود سخن میگوید. او دلش را حسرتی بزرگ و تنش را مملو از درد معرفی میکند و از خداوند میخواهد که به او یاری رساند و درمانی برای این دردهای پنهان بیابد. او در جستجوی آرامش و راه حلی برای مشکلاتش است.
الهی کریما دل من کان حسرت است و تن من مایهٔ درد و غم نیارم گفت که اینهمه چرا بهمره من نه دست رسد مرا چاره من.
هوش مصنوعی: ای خداوند مهربان، دل من پر از حسرت است و بدنم مملو از درد و غم. نمیتوانم بگویم که چرا این همه غم و اندوه به من رسیده و چرا به من راه حلی داده نمیشود.
مرا تا باشد این درد نهانیتو را جویم که درمانم تو دانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که این درد پنهان در من وجود دارد، به دنبالت هستم چون تو تنها کسی هستی که راه درمانم را میدانی.