هوش مصنوعی: عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن الرازی الشعرانی، معروف به ابو محمد، در نشاپور بزرگ شد و با مشایخی چون جنید و عثمان بن محمد ابن افضل البلخی ملاقات کرد. او عارف و عالم بزرگی بود که در سن ۵۳ سالگی درگذشت. او عقیده داشت که انسان نباید از خلق خدا پیروی کند و باید بر اساس خالق عمل کند. همچنین، او به دنیا به عنوان مانعی برای شناخت خدا اشاره داشت.
شیخ ابوالحسن سیروانی نیز از مشایخ مهم زمانش بود و بر اهمیت فقر و نزدیکی به فقرا تاکید داشت. قرافی، دیگری از عارفان بزرگ، به دلیل دانش و بینش عمیقش در زمان خود بینظیر بود. او در کشتی در ساعت نماز دچار آزمایش شد و مانند یک عارف نیکو با ایمان به شناخته شد. قرافی بارها از تجربیات خود و چگونگی مواجههاش با تهدیدات و مشکلات زندگی صحبت کرده است.
تعدادی دیگر از مشایخ نیز در این متن ذکر شدهاند و در نهایت، هدف کلی این نوشته بیان اهمیت علم، معرفت و زندگی عارفانه است که موجب نزدیکی به خداوند میشود.
هوش مصنوعی: عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن رازی، که به ابو محمد معروف بود، اهل ازر بود و در نیشاپور بزرگ شده بود. او با بزرگان علم و عرفان مانند جنید و عثمان و محمد ابن افضل البلخی و دیگران ملاقات کرده بود. در زمان خود از عرفای برجسته نشاپور به شمار میرفت و ریاضتهای شگفتی انجام میداد. او دارای دانش وسیعی در علوم اسلامی و حدیث بود و شخصیتی با فرهنگ و با فهم عمیق شناخته میشد. در سن پنجاه و چند سالگی دار فانی را وداع گفت. او گفته است که عارف واقعی خالق را بر مخلوق مقدم میداند و یادآور شده که معرفت میتواند حجابهایی میان بنده و خداوند ایجاد کند. همچنین او دنیا را عاملی میدانست که موجب حجاب از حق میشود و نارضایتی و تنگی دل را ناشی از کمبود معرفت میدانست.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت: شیخ بوالحسن سیروانی که نامش علی بن محمد السیروانی بود، استاد شیخ ابوالحسین سیروانی است. او از سیروان غربی بوده و شاگرد و خادم ابراهیم خواص بوده است. شیخ بوسعد مالینی در کتاب "اربعین مشایخ" نقل کرده که بوالحسن سیروانی میگوید: سهل تستری، که عبد الله نام دارد، میگوید: هر کسی که اعمال و حرکاتش در ظاهری به امامی اقتدا نداشته باشد و به باطن خود برنگردد، او قطع به است.
هوش مصنوعی: سیروانی مهین گفت: "رضا بالاتر از توافقی است که با آنچه در غیب ظاهر میشود وجود دارد." او به خواص گفت: "به من وصیت کنید." سپس گفت: "فقرای ستمکشیده را فراموش نکنید، زیرا خیر و صلاح در دست ایشان است." در بدمیاط، شیخ الاسلام گفت که شیخ بوالحسن قرافی که نامش علی بن عثمان بن نصر بن عمرو است، اهل قرافه، دهی در مصر است. گفته میشود که او مصری است و شاگرد بوالخیر تیناتی و بوالحسن صایغ دینوری بوده است. عمر او صد و ده سال بود و در سال ۳۸۰ هجری قمری دار فانی را وداع گفت. بوالخیر نیز صد و بیست و اند سال عمر کرد.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام فرمود: قرافی در زمان خود و پس از آن بینظیر بود. او فردی با بصیرت و آگاه به زمان خویش بود و در زمینهاش استاد و دلسوز بود. او در دین و عرفان خاص بود و به تنهایی موحد بود، اما آثار و نشانههای خود را گم کرده بود.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام در پایان عمرش تعدادی از افراد را از دیگران جدا کرد و به این نتیجه رسید که این افراد خاص هستند: شیخ بوالخیر تیناتی، قرافی، حصری، علی بندار صیرفی، نصرآبادی، سیروانی، کهین، نهاوندی، قصاب و خرقانی و طاقی. او این ده نفر را به عنوان اشخاصی متمایز و جدا شده معرفی کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که قرافی در کشتی محاسبه میکرد، او را بستند و در آب انداختند. اما در وقت نماز، او را در صف اول مشاهده کردند و لباسش هیچ آسیبی ندیده بود.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام بیان کرد که این داستان خود به خود توسط آن سید روایت میشود. او همچنین گفت که کسی نمیتواند او را از بین ببرد زیرا او به روحی دیگر زنده است. شیخ الاسلام ادامه داد که قرافی میپرسد سید السادات، آیا چیزی به تو دادهاند و آیا مقامهایی که خلاف شریعت هستند بر تو واجب است که آنها را پنهان کنی؟ آیا نمیبینی که خضر نیز پنهان کرد؟
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت: زمانی که شیخ بوسلیمان نیلی به منظور مطالعه قرآن آمده بود، بر سر قرافی بوسه داد. بوسلیمان فردی با وقار و موقر بود. قرافی به او نگریست و گفت: با سلیمان! تو را بسیار محترم میبینیم؛ اما در بین دو ابروی تو نشانهای از یک مقام بلند مرتبه مشاهده میکنم. تو با دشواری کار میکنی، اما بین آن دشواریها هنوز هم نشانهای از یک مقام بالاتر هست. سپس در غرب او را به عنوان حاکم منصوب کردند و این نشان از صوفیگری او بود.
هوش مصنوعی: بوبکر در حال خواب بود و ناگهان صدایی شنید که به او میگفت: "بابکر! اکنون میگویند که تو مجردترین کسی در جهان هستی، من تو را در میان گهواره میبینم." بعد از صد سال او تصمیم به ازدواج گرفت و صاحب فرزندی شد و در میان دو گهواره نشسته بود. همچنین به یاد سخنان قرافی میافتاد. قرافی دارای دانش و بینش عجیبی است.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام بیان کرد که بوسلیمان، یکی از شخصیتهای برجسته منطقه مغرب، از بزرگان طایفه خود بود. روزی که در نخلستانی بود، بر روی خر نشسته بود و خر تصادفاً به درختی برخورد کرد و پای او آسیب دید. در نتیجه او به خر ضربهای زد و خر با نارضایتی گفت: "چرا به من ضربه میزنی، در حالی که خودت مشکل داری؟" و اشاره کرد که این شخص از همعصران ابی الخیرات بود و در دینی خود مهارت داشت.