بخش ۱۵۶ - و من طبقة الخامسة ایضاً ابوالقاسم النصر آبادی
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام به زندگی و شخصیت افرادی چون ابراهیم بن محمد و بوبکر رازی اشاره میکند. ابراهیم، دینی عالم و اهل تصوف از نشاپور بود و با مشایخی چون ابراهیم شیبان و شبلی در ارتباط بود. وی به مکه رفته و در سن ۶۳ سالگی به دیار باقی شتافت. شیخ الاسلام همچنین به بوبکر رازی، یکی دیگر از مشایخ نشاپور، و مشکلاتی که او در دوران زندگیاش با آن روبرو شد، اشاره دارد. بوبکر به دلیل برخی اتهامات در جامعه مورد انتقاد قرار گرفته بود. همچنین، او در مورد تجارب و آموزههایش از دیگر مشایخ، و نکاتی درباره فتنه و توبه و رابطه با خداوند صحبت میکند. در کل، متن به زندگی عارفان و مشایخ دوره خود و ارتباطات و تجربیات آنها در راه تصوف و معنویت میپردازد.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام درباره شخصی به نام ابرهیم بن محمد بن محمویه صحبت میکند، که در زمان خود در شهر بنشاپور شناخته شده بود. او از بزرگترین علمای تصوف در خراسان به حساب میآمد و به انواع علوم آگاهی داشت، از جمله حفظ سنن و تاریخنگاری، و دارای دانش عمیقی در حقایق بود. در آن زمان، او یکی از مشایخ برجسته به شمار میرفت. او شاگرد ابراهیم شیبان بود و با افراد معروفی چون شبلی و واسطی ارتباط داشت. در پایان عمرش به مکه رفت و برای انجام مراسم حج در آنجا ماندگار شد و تا سال ۳۶۱ هجری در ربیع الاول در آنجا ادامه زندگی داد.
هوش مصنوعی: وقتی به مکه رسید، عثمان مغربی نزد او آمد و گفت: مکه چه جایی است برای تو، ای طبیب! او پاسخ داد: مکه جایی برای من است. پس از مدتی حادثهای پیش آمد، که بوعثمان به نشاپور رفت و در سال 273 هجری در حالی که جزو طبقه پنجم بود، به آنجا رفت. همچنین نصرآبادی نیز به مکه رفت.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام بیان کرد: اسماعیل گفت که پسر نصرآبادی از او پرسید که چه زمانی این موضوع را گفته است. وی ادامه داد: وقتی به حقیقتی در وادی حقیقت دست یافتی، به سوی بهشت و جهنم نگاه نکن و این دو را در ذهنت نیاور. و اگر از آن حالت بازگشتی، باید آنچه را که خداوند بزرگ شمرده، بزرگ بداری. او همچنین گفت: رازهایی که از آسیبهای انسانی مصون هستند، رازهایی الهیاند. و افزود: هر کسی که در یک لحظه یا گام با حق الهی همسویی کند، هرگز به مخالفت با آن بازنخواهد گشت.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام میگوید: من از حسین بن محمد الباشانی، که از ابوالعبدالله نقل میکند، شنیدم که ابا عثمان مغربی که از نشاپور است، گفت: از او پرسیدند آیا وقتی فردی در مسیر درب خانهاش خاک ریخته شود، آیا روزیاش به او میرسد؟ او پاسخ داد: اگر برای او مسیری وجود داشته باشد، روزیش به او خواهد رسید.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت: شیخ بوبکر رازی، که نام کاملش محمد بن عبدالله الرازی بنشاپور است، یکی از شخصیتهای بزرگ خراسان و از علما و سیدهای آن دیار بود. او در علم و دانش به حدی ترقی کرد که به مشایخ معروف راه یافت و استاد سلمی نیز بوده است. سلمی در تاریخ خود به بیان زندگی شیخ بوبکر بیکندی اشاره کرده و تنها به او بسنده نکرده است.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت که زمانی در نشاپور به مقام بالایی دست یافته بود، اما به دلایل مشکلاتی که برای یک کودک به وجود آمد، او را متهم کردند و از جامعه دور ساختند. اوضاع وخیم شد و زمانش سپری میشد. در نهایت، معلوم شد که او بیگناه است و پس از آن دوباره مورد پذیرش بزرگان نشاپور قرار گرفت.
هوش مصنوعی: روزی در مسجد جامع نشسته بود، مردی به نام شیخ بندار صیرفی به او نزدیک شد و گفت: ای شیخ! این چه حالتی است که برای تو پیش آمده، چگونه به این روز افتادهای؟ او در پاسخ گفت: ای پیر! اگر کسی عزم ابراهیم را، صدق یقین موسی را، اراده و عصمت عیسی را، و صبر و استقامت احمد عربی را میداشت، در هنگامه فتنهها نمیتوانست خود را حفظ کند و همه چیز از دستانش میرفت، ولی او در میان این همه سختیها باقی ماند.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت: یکی از بزرگان به نام بوبکر رازی اظهار داشت که درباره سماع (موسیقی و رقص در عرفان) چه نظری دارد؟ او پاسخ داد که سماع خیلی فتنهانگیز و شادمانکننده است و باید خود را از فتنهها نگاه داشت. پرسیدند که آیا مشایخ (اساتید) نیز چنین کردهاند؟ بوبکر پاسخ داد: اگر زمان تو مشابه زمان آنها شود، تو نیز برهمان رویه عمل خواهی کرد. بوبکر سپس به موضوعی اشاره کرد و گفت که خداوند تعالی سه چیز را به وسیله سه چیز پوشانده است: مکری را با حُلم (خو einsch bulundu) پوشانده، خدعهای را با لطف و کرم پنهان کرده و عفو را با بزرگمنشی. شیخ الاسلام ادامه داد که بوبکر از بخارا بود و جنید (یکی از بزرگترین عرفا) را دیده بود. بوبکر در دیدار با شیخ عمو، که در سنه هفتاد به بخارا رفته بود، نان و خرما و نمک برای او آورد. در حال خوردن، بوبکر را دید که در حال گریه است و وقتی عمو از او خواست که ادامه دهد، بوبکر گفت که از خوشحالی میگریم. او همچنین اشارهای به سخنانی کرد که به زودی در بین مردم شایع خواهد شد و توضیح داد که اگر کسی از اتاقی به اتاق دیگر برود، نمیتواند سخنانی را که در اتاق اول بود، از دست بدهد، زیرا هنوز عدهای از هرات به بخارا میآیند تا به دنبال این مسائل باشند.