هوش مصنوعی: شیخ الاسلام در مورد علی بن ابراهیم البصری، که از بزرگان علم و طریقت در بغداد بود، صحبت میکند. او تأکید میکند که ابن ابراهیم از مشایخ حنبلی مذهب و متخصص در علم توحید بود. همچنین، او شاگرد شبلی بوده و در درسهایش تأثیرگذار بود.
حصری، که به شیخ العراق معروف است، نیز در بغداد بود و از استادان شیخ الاسلام به شمار میرفت. او به شاگردان خود توصیه میکرد که بر تنهایی و ژرفنگری در معارف دینی تأکید کنند و گفت که ذکر بدون فهم و عبرت، بیفایده است.
عبدالبن سمعون نیز از دیگر مشایخ زمانه بود که مشهور به بیان حرفهای عمیق و تأملات عرفانی بود.
شیخ الاسلام همچنین درباره مشایخ دیگر مثل شیخ بونصر خباز و شیخ بوالحسن سوهان آزن صحبت میکند که هر کدام در زمان خود تأثیرگذار بودند و روشهای خاصی برای توبه و دعا داشتند. در نهایت، شیخ الاسلام اشاره به اهمیت وفا و چگونگی پیروی از آموزشهای معلمان بزرگ خود میکند.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام، که نامش علی بن ابراهیم البصری بود، از بصره آمده و در بغداد سکونت گزید. او به عنوان شیخ عراق شناخته میشد و در آنجا رشد کرد. شیخ سلمی میگوید: من هرگز کسی را مانند او ندیدهام؛ از علمای بزرگتر و با زبان شیرینتر و سخنهای با معناتر از او. او در علم توحید مقام خاصی داشت و از دیگر مشایخ در این موضوع برجستهتر بود. او پیرو مذهب حنبلی بود.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام اشاره کرد که او شاگرد شبلی بوده و هیچ شاگرد دیگری جز او نداشته است. او در بیان مسایل زیادی شنید و از او آموختند، اما این موضوع خاص و مهم است زیرا نشاندهنده میراث اوست. حصری نیز تنها شاگرد شبلی بود و در کار او بسیار مورد توجه قرار گرفت. او به حصری گفته بود: "تو دیوانهای مثل من هستی و میان ما پیوند جاودانهای وجود دارد." حصری و بوعبدالله خفیف همسن و هممقام بودند و در یک زمان زندگی میکردند و هر دو در همان سال فوت کردند. در آن زمان، حصری شخصیت عمیقتری داشت در حالی که ابن خفیف بیشتر به ظواهر توجه داشت.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت: حصری یکی از شیخهای عراقی بود. او از اساتید من بود و از بزرگان دین به شمار میرفت که علم و آگاهی او بر همگان آشکار بود. در روز جمعه، در ماه ذیالحجه سال 173 هجری به بغداد رفت.
هوش مصنوعی: او گفت: صوفی در حالتی از ناراحتی قرار نمیگیرد و نمیتواند آرامش خود را در خانه پیدا کند. همچنین گفت: صوفی وجود و صفاتش را حجاب خود میداند. شخصی به نام حصری از او خواست که نصیحتی به او کند، و او پاسخ داد: بر تو واجب است که در آغاز کار تنهایی را در پیش بگیری، سپس از پیشینیان در دانشها بهرهبرداری کنی، و در نهایت بر تفرد و جدا شدن از مسائل سطحی تمرکز کنی.
هوش مصنوعی: شیخ بوالحسن بوالمعتمر که رفیق سید بود، میگوید که شیخ حصری گفت: انسانها چهار نوع هستند؛ برخی ادعاهایشان روشن است و گاهی متفاوتند. در حقیقت، آنها به حقیقت خود پی بردهاند و تنها یک نفر در واقعیت خود وجود دارد که به معرفت عمیق رسیده است.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت: من با بوالحسین سمعون نیکویی نکردم، او همیشه مرا میرنجاند و آزار میداد. هر کسی که استادش را آزار دهد و تو را نرنجاند، از توبه بهتری است. او از مشایخ بغداد بود و در این علم زبانش خوب نبود. او را میتوان به عنوان استاد مفتون کرد. او در سال ۳۸۷ هجری زندگی میکرد، یعنی در حدود هشتاد و سه سالگی.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام بیان کرد: ابن سمعون که نامش محمد بن احمد بن سمعون بود، به عنوان یک صاحب کلام شناخته میشد و در بغداد زندگی میکرد. او معتقد بود که هر سخنی که از یاد خدا خالی باشد، بیفایده است، هر سکوتی که از تفکر خالی باشد، خطاست و هر نگاهی که از عبرت و پند آموزی خالی باشد، بیهوده است.
هوش مصنوعی: ابن سمعون میگوید که ارسوز وحدتی نیست و عطش ارادت را نمیتوان جست. شیخ الاسلام به دو نفر از مشایخ قدیمی گاز یارگاه اشاره میکند. یکی از آنها شیخ بونصر خباز بود که شخصیتی بزرگ داشت. تعدادی از شاگردان او به سفر حج میرفتند و به زیارت حصری میرسیدند. حصری از آنها درخواست کرد که چیزی بخوانند. یکی از آنها تار نواخت و حصری در سماع بیقرار شد و گفت: "امسال شما بار ندارید، برگردید." سپس اظهار داشت که شما شاگردان بونصر خباز هستید، پس به او نزدیک شوید. هر که به سمت او برگشت، سالم ماند و هر که به سمت دیگر رفت، دچار مشکلات شد و حتی به عرفات نرسید. همچنین یکی دیگر از مشایخ گاز یارگاه، شیخ بوالحسن سوهانآزن بود که در مسجد جامع مینشست. شیخ الاسلام نقل میکند که شاگرد او به او گفت: "پیر در شب آخر رمضان تا صبح سجده کرده و میگفت: خداوند، آن روزهای که داشتم و حجی که رفتم و نمازی که خواندم و قرآنی که تلاوت کردم، به خاطر توبهام همه را به من ببخش و قبول کن."
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت که شیخ احمد حرانی نقل میکند: شیخ بوالحسین بوالمعتمر در حالی که نشسته بود، مردی به او گفت: مرا وصیتی کن. او پاسخ داد: «افراد همت خود را یکی کن!» جهم رقی نیز حضور داشت و او گفت: «چنانکه به من نشان دادند، من هم به تو نشان میدهم.»
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت که جهم رقی، پس از خروج از حمام، به مردم گفت که بیرون بیایند و همه را به بیرون خواند. در حین خروج، یک نفر با زحمت در مقابل او رقصید و او از جا برخاست و سرش را در میان پاهای آن فرد قرار داد و او را برداشت و از دیواری به دیوار دیگر زد تا او را بیهوش کرد. جهم رقی از جوانان و همچنین بزرگترها بود و از فقراء راستین به شمار میرفت. او به موسیقی بسیار علاقه داشت و در آن غرق بود و در میان دو مسجد درگذشت.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت: در مورد شیخ احمد حرانی که شبانهروز در مکه حضور داشت، زمانی که ناهار خورد، اظهار داشت که عموی خود را ندیده است. به من گفت که من عمویی ندارم، چون در سال 71 هجری به مکه آمده بودم و تصمیم داشتم بعد از بازگشت به دیدن عمویم بروم و همچنین بوعبدالله خفیف. اما در آن سال به مکه خبر رسید که عمویش به بغداد رفته و ابن خفیف نیز به شیراز رفته بود و این دو اتفاق هر دو در همان سال رخ داد.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام میگوید: بوالحسین ارموی در زمان محاصره به ارمی میزیست و بوعبدالله رودباری و ابن خفیف از عالمان آن زمان بودند. بوالحسین ارموی از نسل سیدها بود و در شهر ارمی زندگی میکرد.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام بیان کرد که از بوالحسین پرسیدند وفا چیست؟ او پاسخ داد: آنچه که از آن آمدهای و دیگر به آن برنمیگردی. سپس گفتند: این تعریف عمومی است، تعریف خاص چیست؟ او در جواب گفت: آن است که بدانی به خاطر چه چیزی به آنجا آمدهای.