شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: این متن شعری است درباره عشق و محبت عمیق به معشوق. شاعر در ابیات مختلف احساسات خود را بیان میکند و به روشنی میگوید که از امروز به طور علنی دوستش دارد. او بیان میکند که هر ذره وجودش به عشق به معشوق مشغول است و این عشق فراتر از مکان و زمان است، چه نزدیک باشد یا دور. شاعر ابراز میکند که حتی اگر معشوق نباشد، باز هم عشقش ادامه دارد و بدون آن تمنا هم او را دوست دارد. در نهایت، شاعر به وفاداری و پایداری خود در عشق اشاره میکند و بیپروا از دشواریها و چالشها، علاقهاش را صادقانه اعلام میکند.
بعد از امروز آشکارا دوست میدارم تو رااز تو چون پوشم نگارا دوست میدارم تو را
هوش مصنوعی: از امروز به طور واضح و صریح دوستت دارم، زیرا دیگر نمیتوانم احساساتم را پنهان کنم. تو را به خاطر خودت دوست دارم، ای زیبای من.
در وجود من ز هستی هر سر مویی که هستدوست میدارد مرا تا دوست میدارم تو را
هوش مصنوعی: هر جزئی از وجود من، حتی کوچکترین موهایم، به خاطر عشق و محبت به تو وجود دارند. من تو را دوست میدارم و این دوستی باعث شده که هر ذره از وجودم نیز محبتش را به تو نشان دهد.
خواه در دل باش ساکن خواه در جان شو مقیمگر در اینجایی ور آنجا دوست میدارم تو را
هوش مصنوعی: هر جا که باشی، در دل من یا در جانم، مهم نیست؛ چون هر کجا که باشی، من تو را دوست دارم.
عارم آید پیش سرو و لاله رفتن در چمنتا بدان رخسار و بالا دوست میدارم تو را
هوش مصنوعی: برای من سخت است که در میان گل و درختان زیبا قدم بزنم، تا وقتی که چهره و زیبایی تو را ببینم. من تو را بسیار دوست دارم.
گر نباشی دوست دارم دوست دارم همچنانزآنکه من بی این تمنا دوست میدارم تو را
هوش مصنوعی: اگر تو نباشی، باز هم دوستت دارم، چون من بدون هیچ خواستهای، همیشه تو را دوست دارم.
دیده و دل هر یکی تنها تو را دارند دوستخود من بی دل نه تنها دوست میدارم تو را
هوش مصنوعی: چشم و دل هر کدام به تنهایی تو را دوست دارند، اما من که دلی ندارم، تنها تو را دوست میدارم.
گفتهای خون ریزمت تا دشمنم داری کمالمن خود از بهر چنینها دوست میدارم تو را
هوش مصنوعی: گفتهای که چون دشمن داری، خون ریز میکنی. اما من خود به خاطر چنین چیزهایی، تو را دوست دارم.