شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عاشقانهها و زیباییهای معشوق سخن میگوید. شاعر از اشک و احساساتش در کوی معشوق میگوید و به زیباییهای گل و سرو اشاره دارد. او از ناتوانی در به تصویر کشیدن زیباییهای معشوق و سختیهای احساس عشق میگوید. همچنین به بوسه و نزدیکی با معشوق اشاره میکند و از وعدههایی که به یکدیگر میدهند، سخن میگوید. در کل، این اثر بیانگر عمق عشق و زیباییهای آن است.
بگذار در آن کوی من اشک فشان راتا دیده دهد آب گل و سرو روان را
هوش مصنوعی: اجازه بده در آن گوشه که من هستم، کسی که اشک میریزد، بماند تا چشمهایم آب گل و درخت سرو را ببینند.
مپسند بران رخ که فتد سایه گلبرگگلبرگ تحمل نکند بار گران را
هوش مصنوعی: چهرهات را از من دور مکن، زیرا سایه گلبرگ گل نمیتواند سنگینی بار را تحمل کند.
دشوار کشد نقش دو ابروی تو نقاشآسان نتوانند کشیدن دو کمان را
هوش مصنوعی: کشیدن تصویر دو ابروی تو برای نقاش کار سختی است؛ زیرا او نمیتواند به آسانی همانند دو کمان آن را ترسیم کند.
گفتم که لبت زیر دو دندان چو بگیرمدارم نگهش گفت نگه دار زبان را
هوش مصنوعی: گفتم وقتی لب تو را زیر دندان بگیرم، به آن توجه دارم؛ او گفت زبانت را نگهدار.
غیر از دل عاشق چو نشد چیز بتان گماین طرفه چه کردند دهان را و میان را
هوش مصنوعی: به غیر از دل عاشق، هیچ چیز دیگری وجود ندارد که بتها را گم کند. این واقعاً جالب است که آنها با دهان و وسط بدن چه کار کردند.
بوسی دو لبش گفت بیا و ذقن یارشد ضامن آن وعده هم این را و هم آن را
هوش مصنوعی: دو لب او به من گفتند بیایید و چانهاش، که نشانهی وعدهای بود، به آنچه گفته شده بود اطمینان داد.
بگرفت کمال آن ذقن اکنون به تقاضاآری بدل خصم بگیرند ضمان را
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اکنون که فردی از زیبایی و کمال خود بهرهمند است، درخواست میکند تا به جای دشمن، از او طلب ضمانت و تضمینی گرفته شود. به عبارت دیگر، زیبایی و کمال او باعث شده که افراد به دنبال او بیایند و از او درخواست کنند.