شمارهٔ ۴۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و تاثیر آن بر دلها و احساسات انسانهاست. شاعر به زلف و چهره معشوق اشاره میکند که دلها را بیآرام میکند و برای شکار بلبلان دام مینهد. هرچند گل مثل او زیبایی دارد، اما لطف او بینظیر است. ساقی اشاره میکند که ایام گل خالی از می و شراب است و در چنین دوری، داشتن جام خالی بهتر است. شاعر به وعدههای بیعمل معشوق اشاره میکند و میسوزد از این که چرا او این وعدهها را محقق نمیکند. در نهایت، او به شکسته شدن زلف و ناکامی در زهد و توبه اشاره میکند و از این که محبت معشوق به نوعی به دارایی و دین انسان ضربه میزند، سخن میگوید.
کردند ید آن زلف و رخ دلهای بی آرام رابهر شکار بلبلان بر گل نهادی دام را
هوش مصنوعی: زلف و چهره زیبا، دلهای بیتاب را فریب میدهد و به این ترتیب، برای به دام انداختن بلبلها، در میان گلها تلهای گذاشتهای.
پیش گل اندام تو دارد گل اندامی ولیلطفی نباشد آنچنان اندام بی اندام را
هوش مصنوعی: در مقابل زیباییهای تو، یک گل هم زیبایی دارد، اما هیچ لطف و جذابیتی در آن نیست که بتوان با زیبایی تو مقایسهاش کرد.
ساقی رسید ایام گل خالیست از می جام ملآن به که در دوری چنین خالی نداری جام را
هوش مصنوعی: ساقی، زمان گل و شکوفه فرا رسیده ولی اینک جام ما خالی است. بهتر است که در این دوری از تو، هرگز جامی در دست نداشته باشیم.
گفتی دهیمم عاقبت می از کف سیمین خودجان سوختی تا کی دهی این وعده های خام را
هوش مصنوعی: گفتی که در پایان، شراب را از دست نقرهای خود به من خواهی داد، اما جان مرا سوزاندی. تا کی این وعدههای پوچ و بیبدیع را به من خواهی داد؟
حسن جهانگیرت چو کرد آن زلف دور از پیش رودادی به یغما روم را کردی پریشان شام را
هوش مصنوعی: زمانی که حسن جهانگیر، آن زلف زیبا را از پیشروی من کنار زد، به ناگاه روم را به آشفتگی کشاند و شام را نیز پریشان کرد.
گه گه که از لب چاشنی با هر دعاگویی دهیاز بهر من داری نگه زیر زبان دشنام را
هوش مصنوعی: گاهی اوقات که به کسانی که دعای خیر دارند، سخن میگویی، از زیر زبانت دشنام را پنهان میکنی.
أو زلف بشکست و کمال از توبه و زهد و ورعزنار چون ببرید یار او هم شکست اصنام را
هوش مصنوعی: یا زلف یار چنان به هم ریخته که زیبایی و کمال از توبه و پرهیزکاری برید. وقتی محبوبش، زنار را گسسته، یار آن نیز بتها را شکسته و از پای درآورده است.