شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: این شعر به جستجوی یک یار و محبت اشاره دارد. شاعر بیان میکند که اگر به دنبال یار خود باشی، هیچ کار دیگری جز جستجو برایت وجود ندارد. حتی اگر یار را تنها در خواب ببینی، آن نیز عمیقاً در احساساتش تأثیر دارد. درد و رنج عاشقانه را به مرهمی که بر دل مینشیند تشبیه میکند و میگوید که هیچ کس نمیتواند دردی را که داریم درمان کند. در نهایت، به شکوه و زیبایی کلام یار اشاره میکند که جان را به انسان القا میکند و از آن لذت میبرد. شاعر در پایان، یار را به مولانا و عطار تشبیه میکند و از کمال او سخن میگوید.
گر به جستن یافت گشتی یار ماغیر جویایی نبودی کار ما
هوش مصنوعی: اگر برای پیدا کردن محبوب خود تلاش کردهای، دیگر جای تعجب نیست که کار ما فقط جستجو بوده است.
گر شدی دیدار او دیدن به خوابخواب جستی دیده بیدار ما
هوش مصنوعی: اگر به دیدار او نایل شوی، حتی اگر در خواب هم باشد، خواب را رها کن و به دیدار واقعی بیدار بمان.
گر به داغش سینه زخمی یافتییافتی مرهم دل افگار ما
هوش مصنوعی: اگر به خاطر داغ از دست دادن او، قلبت جریحهدار شده، باید بپذیری که این درد میتواند تسکین یافتهای برای دل شکسته ما باشد.
کس دوای ما و درد ما نیافتچند می جوید طبیب آزار ما
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته است که هم مشکل ما را حل کند و هم درد ما را درمان کند، حال آنکه پزشک بهدنبال رنج ماست.
جان و سر در حلقه سودای اوگر به هیچ ارزد زهی بازار ما
هوش مصنوعی: اگر جان و سر من هم در عشق او بیارزش باشد، باز هم این حس و حال در دل ما مانند یک بازار پرارزش است.
هر حکایت کز لب او می کنیمبوی جان می آید از گفتار ما
هوش مصنوعی: هر داستانی که از زبان او میگوییم، روح و زندگی خاصی دارد و کلام ما از آن پر از تازگی و احساس میشود.
یار چون بشنید گفتارت کمالگفت مولانائی و عطار ما
هوش مصنوعی: دوست وقتی صحبتهای تو را شنید، گفت که تو به اندازه مولانا و عطار بزرگ و والایی.