شمارهٔ ۷۳
هوش مصنوعی: اشعار بیانگر احساس عمیق ناامیدی و حسرت گوینده است. او از فردی محبوب یاد میکند که توجه و محبتش را از او دریغ کرده و این امر باعث رنج و درد او شده است. گوینده به زخمهای ناشی از این بیتوجهی اشاره میکند و میگوید که حتی مرهمی برای این زخمها نیز از او دریغ شده است. او احساس میکند که تمام زیباییها و شادیها از او گرفته شده و طالع بدش او را به شدت آزار میدهد. در نهایت، آنچه را که از محبوبش خواسته، آرزو میکند که دریافت کند، اما معلوم است که این خواستهها نیز به او داده نشده است.
آن نور دیده یک نظر از من دریغ داشتتیری ز غمزه بر جگر از من دریغ داشت
هوش مصنوعی: او که برای من عزیز و نور چشمم بود، یک نگاه هم به من نکرد و در دل من با ناز و غمزهاش، درد و رنجی وارد کرد.
میشد نکو به زخم دگر زخم سینه امدردا که مرهم دگر از من دریغ داشت
هوش مصنوعی: ای کاش که درد دل را کسی میفهمید و درمانی برای زخمهای قلبیام پیدا میکرد. افسوس که هیچ مرهمی برای بیان این دردها از من دریغ نشده است.
او دانه درست و منش مشتری دریغ کردکان در رقیب بد گهر از من دریغ داشت
هوش مصنوعی: او به درستی و دقت، دانهای را که مناسب و شایسته من بود، از من دریغ کرد؛ چون در برابر رقیب بدسرشت، هیچ چیزی از من باز نداشت.
روشن نگشت شانه چشمم به صد چراغتا خاک کوی و کرد در از من دریغ داشت
هوش مصنوعی: چشم من با وجود صد چراغ هنوز روشن نشد، چرا که گرد و غبار کوی محبوب باعث شد که چیزی از من دریغ شود.
از خاک پاش بود خیر باد صبح راسردی نگر که این خبر از من دریغ داشت
هوش مصنوعی: از خاک همواره بوی خوشی به مشام میرسد. هوای صبح سرد است، اما این خبر را از من پنهان کردهاند.
وصل خود ار چه داشت ز کم طالبان دریغطالع نگر که بیشتر از من دریغ داشت
هوش مصنوعی: اگرچه وصال تو در دست کسانی که خواهان آنند کم است، اما تقدیر را بنگر که چقدر از من دریغ کرده است.
نام کمال طوطی شیرین سخن نهادوین طرفه کان دو لب شکر از من دریغ داشت
هوش مصنوعی: نام زیبایی طوطی خوشزبان بر زبانهاست، اما ای کاش آن لبهای شیرینی که شکر را از من دریغ کردند، در دسترس بود.