تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۷۵

از آن لب شنیدن حکایت خوش استسخن های شیرین به غایت خوش است
به ابرو رخش آیت حسن خواندکه خواندن به محراب آیت خوش است
نیاید ز تو خوب جور و ستمکه از خوب لطف و عنایت خوش است
سر کوی تو خوشتر است از بهشتزهر روستائی ولایت خوش است
به رویت نگویم ز آغوش و بوسکه اینها بوجه کنایت خوش است
به دور رخ خوب خوش بگذرانکه دوران گل بینهایت خوش است
روایت ازو کن نه از گل کمالکزان صد ورق این روایت خوش است