شمارهٔ ۱۶۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و مونس دل صحبت میکند. شاعر از دوست و محبوبش میگوید و بیان میکند که غیر از او کسی را نمیخواهد. او به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و میگوید که نیازی به فکر و تردید ندارد چرا که محبوبش را دیده است. همچنین به داستانی از بهشت و درخت طوبی اشاره میکند که نماد زیبایی و دلجویی است. شاعر میگوید که عشق مانند زلف محبوبش آنقدر جذاب و غیرقابل دسترس است که نمیتوان به آن چشم دوخت. در انتها به صحبتهای زاهد اشاره میکند و میگوید که هر کس در عشق هشیارتر باشد، در واقع دیوانهتر است.
دوستان بار من و دلبر و دلدار من اوستمن دگر دوست ندارم بجز این مونس دوست
هوش مصنوعی: دوستان، بار سنگین من و محبوب و معشوق من همان اوست. من دیگر هیچ دوستی جز این همدم عزیز ندارم.
فکر بسیار چه حاجت در رخش چون دیدمگر بازم سر و گر نیز نظر هر دو نکوست
هوش مصنوعی: وقتی چهرهات را دیدم، دیگر نیازی به فکر کردن نیست، چون هر چه ببینم، چه از جلو و چه از کنار، همهاش زیباست.
خوانده قصه طوبی که برآمده ز بهشتطوبی آن قامت دلجوی و بهشت آن سر کوست
هوش مصنوعی: داستان درخت طوبی را شنیدهای که از بهشت روییده است. آن قامت زیبا و دلپذیر بهشتی است که در واقع بهشت در آن سمت قرار دارد.
همچو زلفش به سلاسل نتوان داشت نگاههرکه را سلسله جنبان دل آن سلسله موست
هوش مصنوعی: نگاه کردن به زلفش مانند زنجیری دشوار است، زیرا هر کسی که دلش به تحرک درآید، آن زنجیر موهای اوست.
بار جاده کشیدی همه وقتی دوشمدر سر اکنون می و بر دوش من این بار سبوست
هوش مصنوعی: تمام بارها و مشکلاتی که در مسیر زندگی به دوش کشیدی، آن لحظه که در حال نوشیدن مشروب هستم، به دوش من فقط یک سبو (خمره) است.
بسکه در بای کشان کرد سر مسکینانزلف مشکینش ازین شرم سر افکنده فروست
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت زلفهای مشکی او، سر بسیاری از بیچارگان به افتاد و خجالت کشیدند.
زاهدم گفت نشد عاقل و هشیار کمالهرکه هشیارتر است از همه دیوانه تر اوست
هوش مصنوعی: زاهد به من گفت که عاقل و هوشیار به کمال نمیرسد و هر کس که هوشیارتر است، در واقع دیوانهتر است.