شمارهٔ ۱۶۵
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی معشوق میپردازد و میگوید که رخسار او مانند خورشید درخشان است و زیباییاش چنان است که ماه از شرم او پنهان میشود. زلف او به دور قمر کشیده شده و لبهایش ترکیبگر داغی بر دلهای عاشقان است. او به جنبه خیالی وصال با محبوب اشاره میکند و میگوید که به خاطر دوری زلف و چهره معشوق، خیال وصال برای او باقی مانده است. همچنین درد و غم معشوق برای او حرام نیست، چرا که عشق به معشوق از برای درویش، امری حلال است. در آخر شاعر به این نکته اشاره میکند که کمال او در مقایسه با سلاطین و بزرگان نمیتواند بهطور کامل توصیف شود و تنها چهره معشوق میتواند حسن و زیبایی را به تصویر بکشد.
رخسار دلفروزت خورشید بیزوال استپیداست مه که پنهان از شرم آن جمال است
هوش مصنوعی: صورت دلفریب تو آنقدر زیباست که گویی خورشید در برابرش کمنور است؛ به وضوح مشخص است که ماه هم از شرم زیبایی تو در پس ابرها پنهان مانده است.
آن رغ کشیده دامی گرد قمر که زلف استوآن لب نهاده داغی بر جان ما که خال است
هوش مصنوعی: آن مویی که شبیه به دامی دور ماه است، مانند زلفی زیبا، و آن لب که بر جان ما اثر گذاشته است، همچون خالی به یادگار مانده است.
زینسان که چون میانت شد جسم ما خیالیاکنون امید وصلی ما را به آن خیال است
هوش مصنوعی: اینگونه که میان ما اکنون جسمی وجود دارد، در واقع خیالی بیشتر از آن چیز است. اکنون امید ما به وصالی به آن خیال است.
چون زلف و عارض تو دور و تسلسل آمدآن هر دو گر به بینند اهل نظر محال است
هوش مصنوعی: اگر کسی به زلف و زیبایی تو نگاه کند، دوری و تسلسل آن را میبیند که در نظر اهل نظر غیرممکن است.
درد و غمت نشاید بر ما حرام کردنکانعام پادشاهان درویش را حلال است
هوش مصنوعی: نمیتوانی غم و اندوه من را بر من حرام کنی، زیرا آنچه برای درویشان به عنوان خیر و نعمت است، برای ما هم ممکن است شایستگی داشته باشد.
حد جواب سلطان نبود کمال ما رادر حضرت سلاطین رسم گدا سوال است
هوش مصنوعی: حد و مرز جواب سلطنت ما نمیتواند بیانگر تمام ویژگیهای ما باشد، چرا که در حضور پادشاهان، نشانه فقر و نیاز، سوال کردن است.
نقشی از آن جمال است در حسن مطلع ماخود مقطعش چه گویم در غایت کمال است
هوش مصنوعی: جمال آن معشوق در زیبایی چهرهام به وضوح دیده میشود و درباره انتهای کمالش چه بگویم که آن حتی فراتر از تصور است.