شمارهٔ ۱۶۷
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به عشق و ناز و عتاب معشوقش اشاره میکند و روزی که عاشق برای او حساب و عذاب میبیند را توصیف میکند. شاعر به شور و شوق خود از زیباییهای معشوق و تاثیر آن بر قلبش اشاره کرده و از حالتی که در اثر عشق به آن دچار شده، میگوید. او همچنین به لذتهای زندگی، مانند شراب و رقص، در کنار غم عشق و زیباییهای معشوق پرداخته و به نوعی پیام تفریح و لذت از زندگی را منتقل میکند، به ویژه در روزهایی که سردی هوا احساس میشود. در نهایت، شاعر فکر کردن به غم را بیفایده میداند و بر لزوم همراهی با زیباییها تأکید میکند.
روزی که به من ناز و عتابت به حساب استآن روز مرا روز حساب است و عذاب است
هوش مصنوعی: روزی که تو با ناز و تحکم خود به من توجه میکنی، آن روز برای من روز حساب و کیفر خواهد بود.
گفتی پس قرنی ز جفایت بکشم دستفریاد من از دست تو باز این چه عتاب است
هوش مصنوعی: گفتی که از ظلم و ستم تو، زمانی را سپری میکنم، حالا که دیگر نمیتوانم فریاد بزنم، چرا اینگونه با من رفتار میکنی؟
خواهند شدن صید و تا ماه ز ماهیکز عارض و زلف تو بسی شست در آب است
هوش مصنوعی: میخواهند به دام بیفتند و تا زمانی که ماه به دور ماهی که به خاطر چهره و موهای تو در آب درخشان است، رخ مینماید.
گرد لب و رخسار تو جان بر سر آتشاز ذوق نمک رقص کنان همچو کباب است
هوش مصنوعی: زیبایی و جاذبهی چهرهات به قدری است که جانم را در آتش ذوق قرار میدهد، انگار که در حال رقصیدن بر روی کباب هستم.
من پند تو چون بشنوم ای شیخ که چون عودگوشیم سوی مطرب و گوشی به رباب است
هوش مصنوعی: هرگاه نصیحت تو را بشنوم، ای شیخ، مثل عود هستم که به سویی میروم و به صدای مطرب و نغمه رباب گوش میدهم.
در مجلس و عظم به قدح پیش کشد دلروزی که هوا سرد بود روز شراب است
هوش مصنوعی: در مجلس شادمانی، دل برای نوشیدن شراب پیشقدم میشود، روزی که هوا سرد است، روز خوبی برای این لذت به شمار میرود.
از غمزه میندیش کمال و بکش آن زلفگر مرغ ببر دام که صیاد به خواب است
هوش مصنوعی: به زیبایی نگاه نکن و باید زلفت را به دست بگیر. اگر میخواهی پرندهای را به دام اندازی، این کار را در زمانی انجام بده که صیاد در خواب است.