شمارهٔ ۱۹۳
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و پیچیدهای است که شاعر نسبت به معشوقش دارد. شاعر از احساسات خود میگوید و نشان میدهد که این عشق تا چه حد دردناک و عذابآور است. او از معشوق میخواهد که به او توجه کند و در چشمش بیارد. شاعر همچنین به بازیهای عشق و فریبهای معشوق اشاره میکند و به تصویرسازیهایی از زیبایی و قدرت عشق پرداخته است. در نهایت، او از تضادها و تضییع حقوق خود در این عشق سخن میگوید و از عذابهای ناشی از این احساسات رنج میبرد.
عاشقم بر تو ز عاشق کشتنتدوست کئی تا دوست تر دارم منت
هوش مصنوعی: من به خاطر تو عاشق شدهام و حتی اگر به دست دوست تو کشته شوم، باز هم هرچه بیشتر تو را دوست خواهم داشت و این عشق برایم باارزشتر خواهد بود.
سر طلب از من که آرم در نظربر سر آن هم در چشم روشنت
هوش مصنوعی: از من بخواه که در نگاه تو بیاورم، آنچه در دل دارم و بر روی آن تأکید کنم.
گر دهی خون شکاری غمزه رامن شکار غمزة صید افکنت
هوش مصنوعی: اگر برای شکار عشق و زیبایی، از من خون بدهی، من همچنان به دنبال شکار زیبایی تو هستم.
ماه دزدی می کند خویی ز توزآن در آبد هر شبی از روزنت
هوش مصنوعی: ماه به شکل عجیبی شبها از حال و رفتار تو الهام میگیرد و در هر شب از روشنی روز تو بهره میبرد.
دیده ای داریم بر روی نو پاکباکتر از دید ما دامنت
هوش مصنوعی: چشمی داریم که از نگاه ما خالصتر و پاکتر است، بر روی دامن تو.
آستین گر ساعدت پوشد ز ماخون ما در گردن پیراهنت
هوش مصنوعی: اگر آستین تو بر بازوی تو بپوشاند، خون ما بر گردن پیراهن تو خواهد بود.
میرود زلف تو در خون کمالخون ناحق میکند در گردنت
هوش مصنوعی: زلف تو مانند نخی نرم و لطیف، به طرز عجیبی در قلب من میچرخد و با هر حرکت تو، درد و رنج ناشی از عشق به جانم میافتد.