شمارهٔ ۱۹۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر به شدت به عشق خود تعلق دارد و میگوید که عشقش پر از سوز و درد است. او به کسانی که عمر خود را بدون عشق گذراندهاند، افسوس میخورد و آنها را بیچاره میداند. زاهدان و افرادی که از عشق دوری میکنند نیز مورد انتقاد قرار میگیرند، چرا که لذت عشق را درک نکردهاند. شاعر همچنین به تشبیه عشق به آتش میپردازد و میگوید که عاشق باید مانند شمع داغ باشد. در پایان، به کمال و آزادی در عشق اشاره میکند و میگوید که این وحود عشق مورد احترام است.
عشق تو سراسر همه سوز و همه دردسترین شیوه به اندازه مردی است که مردست
هوش مصنوعی: عشق تو تمام وجودم را پر از سوز و درد کرده است. این احساس به اندازه مردی است که به حقیقت مردانگی رسیده است.
آنکس که درین صرف نکردست همه عمربیچاره ندانم که همه عمر چه کردست
هوش مصنوعی: کسی که تمام عمرش را صرف یادگیری نکرده، نمیدانم در نهایت چه کاری انجام داده است.
زاهد چه عجب گر کند از عشق تو پرهیزکس لذت این باده چه داند که نخوردست
هوش مصنوعی: عجبی نیست اگر زاهدی از عشق تو دوری کند، زیرا کسی که طعم این شراب را نچشیده، از لذت آن بیخبر است.
عاشق که نه گرمست چو شمع از سر سوزیگر آتش محض است به جان تو که سردست
هوش مصنوعی: عاشق مانند شمع نیست که از شدت عشق داغ و سوزان باشد. او اگرچه در وجودش آتش عشق دارد، اما به خاطر تو که سرد و بیتفاوتی، آن احساسات در او کمرنگ شده است.
اشکی که بود سرخ چو رخسار تو داریمما را ز تو تشریف نه تنها رخ زردست
هوش مصنوعی: ما اشکی داریم که به سرخی چهره توست، و این اشک تنها نشانگر غم ما نیست، بلکه نشان دهنده احترامی است که برای تو قائل هستیم و همچنین چیزی فراتر از غم جدایی را نشان میدهد.
بی شک که بر آن در من خاکی ز ضعیفیبنشستم و پنداشت رقیب نو که گردست
هوش مصنوعی: بدون شک بر آن در که در اثر ناتوانی نشستهام، دشمن فکر کرده که من به قدرتی بزرگ دست یافتهام.
گر هست کمال از دو جهان فرد عجب نیستاین نیز کمالی است که آزاده و فردست
هوش مصنوعی: اگر در دو جهان کمال وجود داشته باشد، شگفتآور نیست که این نیز یک نوع کمال است که تنها متعلق به فرد و انسان آزاده است.